سيرى در ساحل بينش و منش حضرت امام خمينى(ره) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٣ - مكتب فلسفى امام
اين ابتكار امام، براى فقيهانى كه مىخواهند فتوايى بدهند تا تكليفشان را در مقام عمل روشن كنند، نكته بسيار مهمى است؛ بهويژه براى فردى كه در مقام رهبرى قرار مىگيرد و مىخواهد احكام «ولايى» صادر كند، داراى اهميت فوقالعادهاى است. به هر حال، بايد حضرت امام خمينى(قدس سره) را از بزرگترين عالمانى به شمار آورد كه به «فقه شيعه» و غناى آن خدمت بزرگى كرد. راههاى نويى را به روى پژوهشگران «فقه» و صاحبنظران اين علم گشود.
مكتب فلسفى امام
نحلههاى فلسفى معروف، ميان فيلسوفان اسلامى به سه دسته تقسيم مىشوند: يكى، مكتب «مشّايى» است كه بزرگانى مانند فارابى و ابنسينا از آن پيروى و آن را ترويج مىكردند. يكى هم، مكتب «اشراقى» است كه از زمان شيخ شهابالدين سهروردى (شيخ اشراق)، ميان فيلسوفان اسلامى رواج يافت. و ديگرى، مكتب «صدرالمتألهين» است كه جامع بين آراى «مشّايين» و «اشراقيين» و عارفان است. مرحوم ملاصدرا در هر باب آنچه را كه به حق نزديكتر مىدانسته، برگزيده است؛ در نتيجه يك نظام فلسفى ارائه داد كه گرايشهاى اشراقى، افكار مشّايى و نيز گرايشهاى عرفانى در آن وجود دارد. اين مكتب، گاه «مكتب صدرايى» و گاهى «حكمت متعاليه» ناميده مىشود.
حضرت امام نيز، همين «حكمت متعالى» را پسنديد و بر اساس كتاب اسفار ملاصدرا، تدريس مىكرد كه استاد مطهرى و بزرگان ديگرى، از آن محفل بهرهها بردند؛ البته امام در فلسفه نيز ـ مانند علوم ديگر ـ اهل نظر بود. چنين نبود كه مثل برخىـ تمام افكار ملاصدرا را بىچون و چرا بپذيرد و هيچ نقدى بر آنها