سيرى در ساحل بينش و منش حضرت امام خمينى(ره) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٦ - در دفاع از ارزش ها
نمونه ديگر، روز عاشوراست. وقتى كه عبيدالله ابنزياد مىخواست دستور حمله به سيدالشهدا(عليه السلام) را صادر كند، به سپاهش گفت: «يا خيلَ اللهِ ارْكَبي وَ بِالْجَنّةِ أَبْشِري»؛ يعنى اى اسبسوارانِ خدايى! سوار شويد، برويد حسين را بكشيد و روانه بهشت شويد!
مىگويند: ابنزياد هم قرائتش از اسلام، اين بود. ما حق نداريم قرائت او را غلط بدانيم. آن يك قرائت است و اين هم قرائتى ديگر است. سيدالشهدا(عليه السلام)، براى خودش يك قرائت داشت و ابنزياد نيز براى خودش يك برداشت؛ به عبارتى ديگر، اميرمؤمنان و سيدالشهدا(عليهما السلام)، ارزشها را يكطور ديدهاند و ابنملجم و ابنزياد به گونهاى ديگر. پس حق نداريم كه بين آنان داورى كنيم و بگوييم، اين يكى حق و آن دگر باطل است!
بر پايه همين نگرش، كار آن گروهك تروريست خوارج نهروان نيز، اينگونه بود؛ همان سه نفرى كه همقسم شدند و گفتند: «فتنه عالَم زير سر سه نفر است؛ يعنى على، عمروعاص و معاويه؛ آنان را بكشيم تا جهان اسلام آزاد شود! قرائت اينان هم از اسلام، اين بود؛ از اين رو بىاحترامى به هيچكدام آنان روا نيست!
اگر براى شناختن ارزشهاى مثبت از منفى و تمييز حق از باطل معيارى نباشد، از كدام ارزش و چگونه دفاع كنيم؟ در حالى كه طبق اين نگرشـ ارزشها متغير است و در زمانها و مكانهاى مختلف فرق دارند. ناگفته نماند كه در اسلام نيز، احكامى داريم كه در زمانها و مكانهاى مختلف فرق مىكنند. امام در اينباره فرمودند: «احكامى داريم كه تابع شرايط زمانى و مكانى است و مجتهد بايد اينها را بداند و رعايت كند؛ لكن بر اساس همان فقه جواهرى». البته وجود برخى مقررات متغير كه تابع شرايط مكان و زمان باشد، مطلب تازهاى نيست؛ بلكه همان فقه جواهرى است كه امام مىفرمود؛ يعنى بايد بنا بر همان فقه