سيرى در ساحل بينش و منش حضرت امام خمينى(ره) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٥ - راه جلوگيرى از اين تهاجم و غارت (از جهاد نبوى و حسينى تا قيام خمينى)
امام، خورشيد عالمتابى است كه خاموش شدنى نيست. بايد بكوشيم كه روزنهاى به سوى اين خورشيد باز و از انوارش استفاده كنيم. راهكارش هم اين است كه وصيتنامه امام و همين طور ساير بيانات و آثار ايشان را بخوانيم، به بحث بگذاريم و درباره آنها، گفتوگو كنيم.
بارها به دليل پخش متناوب سخنانى از امام در برنامههاى صدا و سيما (مانند راه امام و كلام امام از راديو و نيز در سيما به عناوين گوناگون)، از آنها تشكر كردهام و اكنون نيز بار ديگر تشكر مىكنم؛ هرچند كه اين تشكر، به معناى امضاى تمام برنامههاى آنها نيست.
نعمت وجود امام و انديشههاى او شكر مىخواهد؛ شكر اين نعمت، اين است كه كمر همت ببنديم و تصميم بگيريم كه افكار ايشان را بهتر بشناسيم و در زندگى خويش اجرا كنيم؛ نگذاريم كه اين گوهر گرانبها را به ثمن بخس (قيمت ناچيزى) از ما بخرند يا دزدانه بربايند.
بارها گفتهام و بار دگر مىگويم كه اگر هيچ چيز ديگر براى مقابله با اين قوم در اختيار نيست، «عصاره قرآن و سنّت»؛ يعنى وصيت نامه امام كه هست. اين وصيتنامه ـ به لطف خدا ـ چند بار چاپ شده است. باز هم آن را چاپ و تكثير كنيد! هر شخصى بايد يك نسخه از اين «وصيتنامه» را داشته باشد و هر روز، صفحهاى از آن را بخواند.
به خدا قسم! اگر روزى «يك صفحه» از اين وصيتنامه را بخوانيم، دشمنان نخواهند توانست كه ما را فريب بدهند. امام، اين «وصيتنامه» را چند سال پس از پيروزى انقلاب نوشته است، يعنى زمانى كه حدود يك دهه از حيات وى باقى مانده بود اين مرد نكتهدان، آن قدر با ظرافت و درايت و عميق و دقيق آن را