سيرى در ساحل بينش و منش حضرت امام خمينى(ره) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣ - ١٠ هدف از « بزرگداشت ها و مراسم عزادارى» چيست؟
مراسم عظيم را بر پا مىكنيد، يكى از وجوه حقشناسى شما اين باشد كه «وصيتنامه» امام را نگاه بداريد و هر روز يك صفحه از آن را بخوانيد! امام سالها پيش از وفاتش، به ياد من و شما بود؛ بهويژه به ياد جوانهايى كه بعد از درگذشت امام، در صحنه اجتماع حاضر مىشوند و او را نمىبينند؛ طنين سخنان دلنوازش را نمىشنوند و آن چهره نورانى را تماشا نمىكنند، تا حداقل نوشتههاى او باقى بماند و از آنها استفاده كنند. حكمتِ «وصيتنامهاى» كه امام نوشت، اين بود كه پيشرفت جوانان نسل حاضر و نسلهاى آينده را در نظر داشت. امام، براى افرادى كه او را درك كرده بودند با رهنمودهايشـ به وظيفه خويش در برابر آنان عمل كرده بود؛ ولى براى نسلهاى بعد كه آنان نيز بايد از رهبرىهاى او استفاده كنند، توجّه خاصّى داشت؛ از اين رو وصيتى دلسوزانه در اختيارشان قرار داد.
وصيتنامه امام خمينى(رحمه الله) عصاره قرآن كريم، روايات پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله)و اهلبيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) است تا مرهم و درمانى براى زخمهاى زمان ما و دردهاى بىدرمان اجتماعى ما فراهم كرده باشد. آيا شايسته نيست كه هر روز با اين «وصيتنامه» انس داشته باشيم و آن را دستورالعمل روزانه خود قرار دهيم؟ آيا عشق به امام، چنين اقتضايى ندارد؟ آيا حقشناسى نعمت امام و شكر راهبرى او، چنين اقتضا نمىكند؟ آيا فراموش كردن وصيتهاى امام، يك نوع «جفا» نيست؟
متأسفانه! عدهاى اين «وصايا» را به سبب مرور زمان، غفلت يا وسوسههاى شياطين انس و جن، به فراموشى سپردهاند!
امروز، كسانى هستند كه نمىخواهند «وصيتنامه» امام خمينى(رحمه الله) در جامعه زنده باشد. دوست ندارند كه سخنان امام، آويزه گوش ياران و ياوران او شود. مىخواهند كه همه چيز وصيت كننده، وصيت و وصيتنامهـ فراموش شود. به