سيرى در ساحل بينش و منش حضرت امام خمينى(ره) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٩ - يك شبهه و جواب آن
الاهى و دين داشته است و هرگز دين را آنچنان كه نزد خداست، درك نكرده است؛ در مقام تبليغ نيز، معجونى از دريافت ناخالص و پيشينههاى فكرى خود را به ديگران القا كرده است.
طرفداران اين نوع تفكر مىگويند كه چه بسا امروزه به لحاظ پيشرفت علمـ ما خود بهتر از پيامبر(صلى الله عليه وآله) از دين برداشت كنيم؛ از اين رو آنچه در دسترس بشر قرار مىگيرد، هيچ تضمينى بر صحت آن وجود ندارد. بنابراين هيچ فردى، حق ندارد ادعا كند كه فهم من، از ديگرى برتر است. بر اين اساس، به جاى «صراط مستقيم» صراطهاى مستقيم خواهيم داشت و همه برداشتها و پندارها در عين چندگانگىـ جلوههايى از حقند كه همگى، ما را به يك مقصد مىرسانند.
بديهى است كه بر اساس اين نگرش، راست و دروغ، خوب و بد، حق و باطل واژههاى بىمعنايى هستند؛ زيرا طبق اين ديدگاهـ هر فرد، دسته و گروه، هرچه درباره دين و خدا بگويند اگرچه گفتارشان متناقض با يكديگر باشدـ همه بر حقند و صادق؛ يعنى تمام راهها مستقيم هستند!
درباره ملاك صدق و كذب قضاياى ارزشى سخن گفتيم. درباره اين حرف پايانى، بايد اين نكته را بيفزاييم كه بطلان نظريه صراطهاى مستقيم، بر حسب تفسير پيش گفته، با اندكى تأمل روشن مىشود؛ زيرا ادعاهاى اديان، در بسيارى از مسائل، متفاوت و متناقض است. بر حق بودن همه آنها، به معناى بر حق بودنِ طرفين نقيض است كه عقل سليم، بالبداهه آن را مردود مىداند. براى نمونه، هيچ عاقلى تثليث مسيحى را با توحيد مسلمانان، به عنوان دو قرائت از يك موجود (خدا) نمىتواند به رسميت بشناسد. بهويژه با تأكيدى كه قرآن كريم، بر نفى و ابطال تثليث دارد.