سيرى در ساحل بينش و منش حضرت امام خمينى(ره) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٥ - يك نكته از اين معنا (شرح يك كلمه)
استعدادهاى روحى) كه خدا در وجود انسان ذخيره كرده، دو سويه است. اگر جهتش به سوى بالا بود، صعود مىكند؛ ولى اگر جهتش به سوى پايين باشد، سقوط مىكند.
براى بيان معانى پيش گفته، يك مثال مادّى مىزنيم: اهل نظر مىدانند «انرژى»، جهت ندارد؛ ولى «نيرو» جهت دارد. نيرو وقتى كه فعاليت مىكند، منشأ اثر شده و كار از آن توليد مىشود و حركتى پديد مىآيد كه «جهتدار» است. «انرژى» و «پتانسيل»، ممكن است وجود داشته باشد؛ اما بدون «جهت» و بىحركت است تا وقتى كه به كار تبديل شود و با يك نيرويى به فعاليت بيفتد. در اين صورت است كه «انرژى» نيز نمىتواند بدون «جهت» باشد.
نيروهاى روانى كه در باطن روح انسان نهاده شدهاند، وقتى كه در عالم دنيا و جهان تكليفـ زمينه اختيارى پيدا مىكنند، مىتوانند آزادانه و با اختيار ـ نه ناآگاهانه و بىاختيار ـ حركت كنند و عملى را از سر فهم و شعور و با اراده خود انجام بدهند؛ اين انرژىها را به كار و خدمت بگيرد و آنها را «جهتدار» كنند؛ در اين صورت است كه انسان يا رو به خدا مىرود و عروج مىكند و يا به سمت دركات «اسفلالسافلين» سقوط مىكند.
راهبر در اين صعود و سقوط نيز، خود انسان است؛ يعنى خودش در پرتو شناختى كه خداى متعال از راه عقل و وحىـ به او ياد مىدهد، جهتها را مىشناسد. عقل انسان تا حدودىـ مىتواند تشخيص دهد كه كدام جهت، سر برفراز دارد و كدام، رو در فرود؛ چه سمتى صعود و چه سويى سقوط است. آنجايى هم كه پاى عقل، لنگ است و دست انديشه كوتاه، «وحى» تعيين جهت مىكند. مجموع «عقل و وحى»، چنان «شناختى» را در اختيار انسان مىگذارد كه بداند كدامجهت، سمت ترقى، تكامل و صعود است و كدام جهت، سوى تنزل و سقوط.