سيرى در ساحل بينش و منش حضرت امام خمينى(ره) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٧ - يك نكته از اين معنا (شرح يك كلمه)
روايتهايى هست كه در آنها خداى متعال مىفرمايد: «مَنِ اسْتَذَلَّ عَبدِيَ الْمُؤمِنَ، فَقَدْ بارَزَني بِالْمُحارَبَة»؛ يعنى «كسى كه به مؤمنى بىاحترامى كند، به طور رسمى و علنى با من به مبارزه برخاسته است».[١] اين حديث را رسولخدا(صلى الله عليه وآله)از خداى عزّ و جلّ نقل فرموده است. و در برخى از روايتها ادامهاى دارد كه خداى متعال مىفرمايد: «من زودتر از هر چيز و هر كار ديگر، به يارى دوستانم مىشتابم».[٢]
اين «عزّت» از كجا آمده است كه اهانت به او، در حكم اعلان جنگ با خداى يكتاست؟ از جانب همان «عزيز مقتدر» و از انتساب به خدا؛ يعنى همانفردى كه روى روح انسان به سوى اوست؛ يعنى از بندگى خدا؛ «لا عِزَّ كالطاعة» و «لا عِزَّ الاّ بالطّاعة»[٣] (گفتا تو بندگى كن، كو بندهپرور آيد).
بنده، بايد بفهمد كه تمام هستى و نيرويش از اوست و بايد براى «او» صرف شود. اين همه نيرو و توانايى كه به او دادهاند، گزاف و بيهوده نيست؛ بلكه به او عطا شده تا در راه تكامل خويش به كار ببندد و صرف «تقرب به خدا» كند.
[١] ر.ك: محمد بن يعقوب كلينى، كافى، ج ٢، ٣٥٤. [٢] خداوند در شب معراج خطاب به رسول خاتم(صلى الله عليه وآله) فرمود: يا محمدُ! مَنْ اَهانَ لي وَليّاً، فَقَدْ بارَزَني بِالْمُحارَبَةِ وَاَنَا اَسْرَعُ شَيء اِلى نُصْرَةِ اَوْلِيائي (همان، ج ٢، ص ٣٥٢). در روايت ديگر چنين آمده است: «مَنْ اَهانَ لِي وَليّاً، فَقَدْ بارَزَني بِالْمُحارَبَةِ وَ دَعانِي اِلَيْها» (همان، ج ١، ص ١٤٤، حديث ٦). [٣] آمدى، غرر و درر، ج ٦، ص ٣٤٩ و ٣٩٣. و نيز عن النبىّ(صلى الله عليه وآله) قال: يقول الله: «اَنا الْعَزيزُ، فَمَنْ اَرادَ اَنْ يُعَزَّ، فَلْيُطِعِ الْعَزيزَ» كند؛ عزيز به تمام معنا، منم؛ پس هر كس مىخواهد كه صاحب عزّت شود، بايد از عزيز اطاعت كند. وعن اميرالمؤمنين(عليه السلام) انّه قال: لَيس على الأَرْضِ اَكْرَمُ عَلى اللهِ سُبْحانَه، مِنَ النَّفْسِ الْمُطيعَةِ لاَِمْرِهِ؛ نزد خدا بر روى زمين، با شرافتتر از نفسى كه فرمانبردار او باشد، نيست. (همان)؛ همچنين فرمود: «مَنْ كَثُرَتْ طاعَتُهُ، كَثُرَتْ كَرامَتُهُ» (آمدى، غرر و درر، ج ٥، ص ٤٣١).