سيرى در ساحل بينش و منش حضرت امام خمينى(ره) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٩ - د بعد مديريت و رهبرى
از خارج و داخل مىآيند و بر مزار يار مىگريند؛ حتى كاروانهايى از دور و نزديك از سراسر كشورـ گاه پياده و با پاى برهنه رو به كوى دوست مىنهند و به سبب عشق و اداى حق او، متوجّه تن خسته و پاى زخمى خويش نمىشوند؛ «چون عشق حرم باشد، سهل است بيابانها».
امام، اين ياران ديرينش را خوب شناخت. استعدادشان را چنان شكوفا كرد كه راستقامتان جامعه و تاريخ شدند؛ به گونهاى كه روى تمام جوامع عصر حاضر، به سوى اين ملت برگردانده شد. امام با همين ملت، جامعهاى باور نكردنى و اعجاببرانگيز ساخت. ياد آن ايّام را فراموش نكردهايم؛ ايّام پيش از پيروزى انقلاب را كه آن رژيم كذايى ـ در اين كشور ـ به چه صورتى و چه بلايى بر سر اسلام آورده بود. اگر دانشجوى متدين در دانشگاه پيدا مىشد، جرأت نمىكرد كه در برابر ديگر دانشجويان نماز بخواند. اگر چنين دانشجويى مىخواست كه نماز بخواند، بايد جايى دور از چشم اساتيد و دانشجويان پيدا مىكرد تا نمازش را بخواند؛ زيرا نماز خواندن پيش چشم ديگران، عار بود و ارتجاع.
دخترى كه مىخواست در دانشگاه حجاب داشته باشد، در ديد ديگران خوار و خفيف بود. امثال اين مسائل، بسيار بود. كسانى بودند، ديدند و آنان كه نبودند، بشنوند كه اين جامعه در چه سراشيبى سقوطى قرار گرفته بود؛ حتى تاريخش در اواخر رژيم پهلوىـ تاريخ زرتشتى شده بود؛ تاريخ هجرى شمسى، به دو هزار و پانصد و سى و پنج شاهنشاهى تبديل شده بود.[١] به طور رسمى، تاريخ اسلام را هم حذف كرده بودند. آنچه منسوب به اسلام بود، يكى پس از ديگرى محو
[١] به ظاهر، ريشه اين تحريف تاريخى، به دوره كورش برمىگردد و كار صهيونيستها بوده است؛ وگرنه تاريخ كشور ما بيش از دو هزار و پانصد سال است.