هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٣٣٢
و واسطه طاعتى دست دهد و دلايل [١] نقلى در باب اخفاى مطلق [٢] ذكر در كلام الهى ـ جلّ شأنه ـ و احاديث حضرت رسالت پناهى ـ عليه الصلاة والسّلام ـ [٣] خود بسيار وارد است و العلم عند اللّه . اكنون چون اين معانى به وضوح پيوست ، ببايد دانست كه مر اين ذكر را شرايط و آداب چند مقرّر كرده اند ؛ امّا [٤] از شرايط [٥] يكى [٦] آن است كه بعد الهضم و قبل الخلو تام گويند و حكمت در اين ، آن است كه اعتماد اهل ارشاد در شناختن احوال و مراتب سالكان سبيل رشاد بر واقعات است ؛ چه هر كه را مشاهدات و واقعات او عالى تر و بهتر و مضبوط تر ، مرتبه او اقدم [٧] و حال او اعلى و به [٨] كمال ، اقرب . و واقعات حسنه كه رؤياى صالحه عبارت از آن است موقوف است بر تعديل مزاج دماغ و تن و صحّت آن ؛ چنانچه در كتب حكما مبيّن گشته است . پس هرگاه در اين حال بدين ذكر ، اشتغال رود ، به واسطه حركت ، بخارات تر طبخ يافته ، به قدر واجب به دماغ صعود كند و حرارت دل نيز رطوبات فاضله دماغ را نضج نيكو دهد و تعديل مزاج دماغ حاصل آيد و مثمر مقصود شود و اين بعد از حفظ صحّت بدن كه به رياضت حاصل آمده باشد ، انفع بود . و هرگاه قبل الهضم گويند ، به سبب حبس نَفَس و حركت ، بخارات هر سو به حركت آيد و نفخ ها بجنبد و در روده ها و پرده ها و تجويف ها افتد و در بعضى محتقن و محتبس شود و از آن ، انواع امراض بد ، چون قولنج و فتق و درد معده و لقوه و اختلاج و غيره پديد آيد و به جهت بسيار جنبانيدن سر در اين حين ، [٩] بخارات زايده غير مطبوخه به دماغ صعود كند و كلالت و غفلت و خواب بى محلّ و كندى حواس پيدا شود و دماغ را پريشان سازد و حرارت دل نتواند كه آن را نضج تمام دهد و
[١] م: دلايلى .[٢] ف: ـ مطلق .[٣] ف: صلى اللّه عليه وآله .[٤] ف: ـ امّا .[٥] ف: + ذكر .[٦] ف: ـ يكى .[٧] ف: اقدام .[٨] ف: ـ به .[٩] ف : - در اين حين.