هدية الخير

هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٢٨٢

ليُغان على قلبي و إنّي لأستغفر اللّه في كلّ يومٍ سبعين مرّة» [١] يعنى پوشيده مى شود دل من و [٢] هر روز [٣] من هفتاد كرّت [٤] از حضرت غفّار ، آمرزش آن گناه مى طلبم و از شرّ آن بدان خلاصى مى جويم و بعضى «مئة مرّة» [٥] نقل كرده اند يعنى صد نوبت استغفار مى كنم . و اگر چه يقين است كه آن حضرت از جميع خطايا مبرّا بود ، اما اهتمام خاطر [٦] مبارك به ضبط امور دين و مهمّات مسلمين و مجادلات با منافقين و محاربات با مشركين و التفات به امور ضروريه از مآكل و مشارب و امثال اينها جمله را از غفلات ـ كه مكدّر آينه دل اند ـ عدّ فرموده [٧] و استغفار از آن نموده [٨] تا طالبان سبيل عرفان و سالكان صراط ايقان ، آن را در كلّ حال ، دستور اعمال گردانند و خود را به وسيله آن به مراتب ارباب كشف و عيان رسانند . [٩] پس هر صادقى كه جوياى طريق اصحاب يمين و خواهان قرب [١٠] ربّ العالمين است ، بايد كه دست اعتصام به موجب فرمان سيّد الانام ـ عليه الصلاة والسّلام ـ در عروه وثقاى توبه و انابت [١١] زند و هر چيزى كه سر مويى حجاب راه او مى گردد ، به آتش تشوير و ندم بسوزد و مَركب همّت ، در مضمار طلب ترقيّات بر مراتب كمالات به جولان درآرد و آنچه اهل ذوق و وجدان ديده و دانسته اند [١٢] ببيند و بداند .

نظم

هرچه مى بينى حجاب راه خويشمحو گردان از دل آگاه خويش غفلت و تشويش از خود دور كنچشم شيطان هوا را كور [١٣] كن غرق كن در بحر عرفان ، خويش راكين بود آيين جان ، درويش را


[١] المجازات النبوّية ، ص ٣٩٠ ؛ بحار الأنوار ، ج ٩٠ ، ص ٢٨٢ .[٢] م: ـ و .[٣] ف: + كه .[٤] ف: ـ هفتاد كرّت .[٥] صحيح مسلم ، ج ٨ ، ص ٧٢ ، بحار الأنوار ، ج ٩٠ ، ص ٢٨٢ .[٦] . ف: خواطر .[٧] ف: كرده اند .[٨] ف: نموده اند .[٩] ف: رسانيد .[١٠] ف: ـ قرب .[١١] ف: انابه .[١٢] ف: ديده اند و دانسته.[١٣] ف: دور .