دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤٢
ناشايست و مانند اينهاست . سوم . مستحب ، كه آن دسته از نوآورى هايى است كه ادلّه استحباب ، شامل آنها مى شود ؛ مانند ساختن مدرسه و كاروان سراها . البته حَشَم و امكانات حاكمان به منظور بزرگ نمايى در نظر مردم ، از اين دسته نيست ، مگر براى به رُخ دشمنان كشيدن باشد . چهارم . مكروه ، كه نوپديدهاى مشمول ادلّه كراهت است ؛ همانند افزودن به عدد تسبيحات فاطمه زهرا عليهاالسلام و ساير وظايف دينى و يا كم كردن از آنها ، فرو رفتن در ناز و نعمتِ پوشاك و خوردنى ها ، البته به حدّى كه منجر به اسراف نشود ، و اى بسا كه منجر به حرمت شود ، آن جايى كه باعث ضرر زدن به شخص و عائله اش شود . پنجم . مباح ، كه نو پديدهايى است كه شمول ادلّه اباحه مى شوند ؛ مانند اَلَك كردن آرد . در خبر آمده كه نخستين چيزى كه پس از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، درست شد ، اَلَك بود ؛ زيرا آسايش و رفاه، از مباح هاست . بنا بر اين ، وسيله آن هم مباح است . [١] ملاحظه متن نوشتار ابن عبد السلام ، نشان مى دهد كه وى ، بدعت را به احكام خمسه تقسيم كرده است ؛ امّا شهيد اوّل ، مفهوم لغوى آن را . لذا انتقاد علّامه مجلسى به شهيد اوّل كه به تبعيّت از ديگران ، بدعت را به احكام خمسه تقسيم كرده ، صحيح نيست [٢] . [٣]
[١] القواعد والفوائد : ج ٢ ص ١٤٤ ، بحار الأنوار : ج ٧١ ص ٢٠٣ ـ ٢٠٤ .[٢] علّامه مجلسى ، پس از بيان معناى اصطلاحى بدعت مى گويد : با اين بيان ، باطل بودن سخن يكى از علماى شيعه كه در تبعيّت از علماى اهل سنّت گفته است : «بدعت به انواع احكام پنجگانه تقسيم مى شود» ؛ روشن مى شود (بحار الأنوار : ج ٢ ص ٢٦٤) .[٣] براى آگاهى بيشتر در باره آراى در زمينه بدعت و مسائل مربوط به آن ، ر . ك : دائرة المعارف بزرگ اسلامى و دائرة المعارف جهان اسلام ، ذيل واژه «بدعت» .