دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢
«إنَّ فُلانا لَبَحْرٌ ؛ فلانى ، بحر است» ؛ يعنى نيكى اش بسيار است . امّا راغب اصفهانى ، اصل در واژه «بحر» را هر جاى پهناورى كه داراى آب باشد ، مى داند و استعمال آن را در ساير موارد ، مُجاز مى شمارد . متن گفته او اين است : أصلُ البَحرِ كُلُّ مَكانٍ واسِعٍ جامِعٍ لِلماءِ الكَثيرِ ، هذا هُوَ الأَصلُ ، ثُمَّ اعتُبِرَ تارَةً سَعَتُهُ المُعايَنَةَ ، فَيُقالُ : بَحَرتُ كَذا : أوسَعتُهُ سَعَةَ البَحرِ ، تَشبيها بِهِ ، ومِنهُ : بَحَرتُ البَعيرَ : شَقَقتُ اُذُنَهَ شَقّا واسِعا ، ومِنهُ سُمِّيَتِ البَحيرَةُ . قالَ تَعالى : «مَا جَعَلَ اللَّهُ مِن بَحِيرَةٍ » [١] وذلِكَ ما كانوا يَجعَلونَهُ بِالنّاقَةِ إذا وَلَدَت عَشَرَةَ أبطُنٍ شَقّوا اُذُنَها فَيُسَيِّبونَها ، فَلا تُركَبُ ولا يُحمَلُ عَلَيها . وسَمّوا كُلَّ مُتَوَسِّعٍ في شَيءٍ بَحرا ، حَتّى قالوا : فَرَسٌ بَحرٌ بِاعتِبارِ سَعَةِ جَريِهِ . وقالَ عَلَيهِ الصَّلاةُ وَالسَّلامُ في فَرَسٍ رَكِبَهُ : «وَجَدتُهُ بَحرا» ، ولِلمُتَوَسِّعِ في عِلمِهِ بَحرٌ ، وقَد تَبَحَّرَ : أي تَوَسَّعَ في كَذا ، وَالتَّبَحُّرُ فِي العِلمِ التَّوَسُّعُ . [٢] اصل واژه «بحر» ، به هر جاى وسيعى كه آب فراوان داشته باشد ، گفته مى شود . اصل واژه، اين است . سپس در باره گستردگى قابل مشاهده ، استعمال شده است . پس وقتى گفته مى شود : «بَحَرتُ كَذا» ؛ يعنى : آن را به سان بزرگى دريا ، گسترش دادم ، به جهت تشبيه كردن به دريا . از همين جهت است : «بَحَرتُ البَعيرَ» ؛ يعنى : گوش شتر را بسيار شكافتم . «بَحيره» را هم از همين رو ، چنين ناميده اند . خداوند متعال ، فرموده است : «خداوند ، از بَحيره قرار نداده» ، و اين ، از آن رو بوده كه وقتى شتر ، ده شكم مى زاييد ، گوش او را مى شكافتند و رهايش مى كردند كه آزادانه بچرد و ديگر ، نه سوارش مى شدند ، و نه با آن ، بارى را حمل مى كردند . هر چيز بزرگ و گشادى را دريا مى ناميدند . حتّى مى گفتند : «اسب ، درياست» ، به اعتبار دويدن بسيارش و پيامبر اسلام ـ كه درود و سلام بر او باد ـ در باره
[١] مائده : آيه ١٠٣ .[٢] مفردات ألفاظ القرآن : ص ١٠٨ «بحر» .