مبدا و معاد

مبدا و معاد - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٦

به‌راستى كه انسان را آفريديم و به آنچه نفس او وسوسه مى‌كند، آگاهيم و ما از رگ گردنش به او نزديكتريم.
بنابراين، آن كس كه به عالم آخرت و روز پاداش و جزا ايمان دارد و خود را در پيشگاه خداوند مسؤول مى‌داند، همواره مراقب خويشتن است تا پاى از حريم قانون و برنامه الهى فراتر نگذارد و از مسير عدالت منحرف نشود. نهان و آشكارش يكسان است و هميشه و همه جا حقوق و حدود مردم را ارج مى‌نهد و مى‌كوشد كه لحظه‌اى از حقيقت دور نشود و همواره بر محور حق سير كند.
دلايل اثبات معاد ١- عدالت خداوند در ميان آفريدگان، انسان داراى ويژگى «اختيار» است. از اين رو، بسا كه از آزادى و اختيار خود به بدى بهره برد و از عمل به فرامين الهى روى برگرداند و به حقوق ديگران به‌ويژه يتيمان، ناتوانان و بيچارگان دست‌دراز كند و حتى با پيامبران و مؤمنان نيز به مبارزه برخيزد.
سرانجام روزى فرا مى‌رسد كه ستمگر و ستمديده، مؤمن و كافر، هر دو مى‌ميرند، درحالى كه مؤمن، پاداش اعمالش را نگرفته و كافر به كيفر كردارش نرسيده است، و حق پايمال شده مظلوم نيز از ستمگر گرفته نشده است. حال اگر پس از اين جهان، جهانى ديگر به نام «آخرت» در پيش نباشد كه هر كس نتيجه بدى و خوبى كردار خود را ببيند، آيا با عدالت خداوند سازگار است؟! پس، عدالت خداوند ايجاب مى‌كند كه از پس امروز، فردايى باشد، تا هر كس نتايج تلخ و شيرين اعمال خود را بنگرد و پاداش و كيفرى شايسته ببيند. خداى بزرگ در قرآن كريم مى‌فرمايد:
«امْ نَجْعَلُ الْمُتَّقينَ كَالْفُجَّارِ» «١»