مبدا و معاد

مبدا و معاد - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٨

معصوم در جامعه براى مدتى نامعيّن به تعويق افتاد. در دوران غيبت چند رويداد رخ مى‌نمود كه بايد از جانب امامان معصوم تكليف آن‌ها روشن مى‌گشت:
١- همه مردم نمى‌توانند احكام دين را از منابع آن استخراج و بدان عمل كنند.
بنابراين، در دوران غيبت، كه دست مردم از دامان امام عليه السلام كوتاه است، براى فراگرفتن احكام دين بايد به چه كسانى رجوع كنند؟
٢- در گذر زمان مسائلى پيش مى‌آيد كه در دوران حضور معصوم سابقه نداشته و حكم تفصيلى آن مشخص نشده است. تشخيص و استنباط حكم اين مسائل برعهده چه كسانى است؟
٣- شيعيان براى حل اختلاف‌ها و نزاع‌هاى خود به چه كسانى رجوع كنند و چه كسانى حق قضاوت دارند؟
٤- اگر شيعيان توانستند براى اجراى دين، حكومت تأسيس كنند و نظامى بنيان گذارند، چه كسانى بايد رهبرى اين حكومت مبدا و معاد ٩٣ آثار ايمان به معاد ص : ٩٣ و نظام را برعهده گيرند.
مورد اوّل و سوم در دوران امامان عليهم السلام نيز رخ نمود، به خصوص از زمان امام باقر عليه السلام به بعد كه هم شيعيان قوت گرفتند و شمارشان گسترش يافت و هم فقه شيعه شكل گرفت. با توجه به پراكندگى شيعيان در كشور پهناور اسلامى، همه آنان نمى‌توانستند بى‌واسطه به محضر امام شرفياب شوند و احكام و دستورهاى عملى خود را بگيرند واز سوى ديگر منازعات خود را به محضرش آورند. از اين رو، از همان زمان، امامان شيعه، عالمان و فقيهان را به اجتهاد فراخواندند و با ارائه اصول لازم، آنان را به كتاب خدا و روايات، كه حكايتگر سخن و عمل معصومين بود، ارجاع دادند تا با كمك گرفتن از آن اصول و معيارها، احكام مسائل را از كتاب و سنت استخراج كنند و در اختيار شيعيان بگذارند. در منازعات نيز شيعيان موظف بودند به فقيهان شيعه رجوع كنند و فقيهان نيز از جانب امام وظيفه قضاوت داشتند.
مورد دوم نيز در حقيقت جزئى از همين تكليف بود. در زمان امام نيز فقيهان و مجتهدان شيعه با كمك گرفتن از اصول و معيارهايى كه امامان به آنان آموخته بودند، به كتاب خدا و روايات رجوع مى‌كردند و احكام مسائل جديد را استنباط مى‌كردند و در صورتى كه‌