علل پيشرفت و انحطاط مسلمين - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٢
٢- استقبال از پيشنهادهاى كفر پيشگان: تحت تأثير وسوسهها و فريبهاى اهل كُفر و نفاق قرار گرفتن از ديگر عوامل عقبگرد دينى و بازگشت به دوره جاهلى است. از اين رو، قرآن به پيروان خود هشدار مىدهد:
«يا ايُّهَا الَّذينَ آمَنُوا انْ تُطيعُوا الَّذينَ كَفَرُوا يَرُدُّوكُمْ عَلى اعْقابِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرينَ»؛ «١» اى كسانى كه ايمان آوردهايد، اگر از كسانى كه كافر شدهاند اطاعت كُنيد، شما را به گذشتههايتان بازمىگردانند و سرانجام، زيانكار خواهيد شد.
٣- گذشتهگرايى: حاكميت يك سلسله عادات ناپسند و تعصّب بر اسلاف (كلاسيسم) و گذشتهگرايى از ديگر عوامل بازدارنده حركت جوامع است. در چنين جامعهاى، هر پديده تاريخى و هر تفكّر قبيلهاى و نياكانى جنبه تقدّسى پيدا مىكند. تعصّب بقا بر گذشته است؛ يعنى: مقدّس انگاشتن گذشته فقط به دليل گذشته بودن. چنين بينشى براى جامعه خطر بزرگى بهحساب مىآيد و آن را به انحطاط مىكشاند، درصورتىكه معيار مقدّس بودن، گذشته بودن نيست و ما آن را «تقليد» مىناميم. «٢» اين عامل خطرناكتر و متداولتر از عوامل ديگر است. بدين روى قرآن كريم بيشتر بدان پرداخته است:
«بَلْ قالُوا انَّا وَجَدْنا ءَابائَنا عَلى امَّةٍ وَ انَّا عَلى آثارِهِمْ مُهْتَدُونَ»؛ «٣» بلكه آنها مىگويند: ما نياكان خود را بر آيينى يافته و به پيروى از آنان هدايت گشتهايم.
اينگونه افراد علاوه بر آن كه براى گذشته تقدّس قايلند، از مقولههاى جديد نيز گريزانند؛ تازه بودن را به دليل تازگىاش تقبيح مىكنند و با هر جديدى مخالفند.
تقليد از نياكان و گذشتگان در هر دوره، به شكلى ظاهر گشته و بازتاب منفى به دنبال داشته است. همين عامل مسلمانان را به عصر جاهليّت سوق مىداد. آنها با تقليد