علل پيشرفت و انحطاط مسلمين

علل پيشرفت و انحطاط مسلمين - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٩

دعوت قرآن به توحيد، دعوتى است صادقانه و مبتنى بر تعقّل و بينش عميق، نه سطحى و عوامانه. از اين رهگذر، تعبيرها و كلمه‌هايى همانند نظر، بصيرت، تعقل، «اولوالالباب» «اولو الأبصار» را به كار مى‌برد تا مخاطبانش هدفمندانه بينديشند، صاحب چشم بينا و گوش شنوا باشند و مغز و لُبّ و هسته اصلى وجودى خود را به كار گيرند. «١» به گفته مرحوم استاد احمد آرام:
«در كتاب آسمانى دين حنيفى كه شرف تشرّف به آن را داريم، هر جا مناسبتى پيش مى‌آمده، آدمى به انديشيدن و بهره جستن از خرد خويش براى پى بردن به اسرار جهان دعوت شده است. آن همه «افلا تعقلون»، «لعلهم يتذكرون»، «افلا يتذكرون»، «فانظروا» و نظاير فراوان اين‌ها كه در قرآن كريم آمده، همه دستورهايى است كه افراد مسلمان را به تفكّر و تدبّر در هر چه آفريده شده است، مى‌خواند.» «٢» همين دستورها و تشويق‌ها مسلمانان را برانگيخت تا پايه‌هاى دينى خود را استوار سازند و ايمان خود را با گوشت و خون خود بياميزند و در معرفت الهى و عمل به دستورهاى او سبقت جويند. اسلام مانند آيين يهود نيست كه يهوه را خداى اختصاصى ملّت يهود بداند و براى ديگر ملّتها، حق حيات قايل نباشد و در راه تحقق آرمان‌هاى ملّى و مذهبى خود، از هيچ‌گونه حيله و مكر و قتل و غارت و سرقت و اختلاسى دريغ نورزد.
مانند مسيحيّت تحريف شده نيست كه خدا را در عين وحدت، در سه پديده «اب، ابن و روح‌القدس» خلاصه كرده، به «تثليث» قايل شود و در توجيه آن، اعلام كند كه عقل را در ايمان راهى نيست و بايد كوركورانه آن را پذيرفت. «٣» استاد دونالد دكيول درباره اسلام آوردنش مى‌نويسد:
«عوامل و جهات زيادى مرا به سوى اسلام جذب كرد؛ از جمله: سادگى عقيده اسلامى و سهولت آن؛ زيرا كه نه پيچيده است و نه مبهم، بلكه از راه عقل و دقت در نظام بديع آفرينش، براى انسان حاصل مى‌شود و رعايت اين اصل، قطعاً آدمى را به‌