علل پيشرفت و انحطاط مسلمين

علل پيشرفت و انحطاط مسلمين - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٨

مالكيت (و حاكميّت) آسمان‌ها و زمين از آنِ او است. زنده مى‌كند و مى‌ميراند و او بر همه چيز تواناست؛ اول و آخر و پيدا و پنهان اوست؛ و او بر هر چيز داناست.
مالكيت و حاكميت مطلق در انحصار خدا است؛ هر حكمى بخواهد، مى‌راند؛ زيرا هستى‌بخش همه پديده‌ها است، حيات و مرگ آن‌ها در دست او است و بر هر چيزى علم دارد. هر يك از صفات ياد شده مظهرى از علم و احاطه خدا است؛ «١» چرا كه او همراه همه چيز است و در بام بلند جهان هستى، بر همه چيز ناظر است:
«وَ هُوَ مَعَكُمْ ايْنَ ما كُنْتُمْ وَاللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصيرٌ»؛ «٢» و هر جا باشيد او با شماست و خداوند به آنچه انجام مى‌دهيد بيناست.
مبانى انديشه توحيد اسلام بمنظور ايجاد، تعميق و توسعه تفكّر دينى، مردم را به مطالعه دقيق در پديده‌هاى جهان فراخوانده، تفكر در طبيعت را برترين عبادت اعلام داشته، ميان طبيعت و تربيت، و تكوين و تشريع پيوندى زيربنايى برقرار نموده، آنان‌را به مطالعه درون‌ذاتى و برون‌ذاتى- انديشه در آيات انفسى و آفاقى- دعوت‌كرده، فطرت دينى را باطبيعت بيرونى هماهنگ ساخته و پيوسته سخن از زمين و آسمان، خورشيد و ماه، نور و ظلمت و ديگر اسرار خلقت به ميان آورده است تا بدين وسيله، آن‌ها را با مبدأ هستى و آفريدگار جهان بيش‌تر آشنا سازد:
«افَلا يَنْظُرُونَ الَى الْابِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ وَ الَى السَّماءِ كَيْفَ رُفِعَتْ وَ الَى الْجِبالِ كَيْفَ نُصِبَتْ وَ الَى الْارْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ»؛ «٣» آيا آنان به شتر نمى‌نگرند كه چگونه آفريده شده؟! و به آسمان كه چگونه برافراشته؟! و به كوه‌ها كه چگونه در جاى خود نصب گرديده؟! و به زمين كه چگونه گسترده و هموار گشته است؟!