ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢ - توقيع مبارك حضرت صاحب الامر، ارواحنا له الفداء، به افتخار عثمان بن سعيد عمرى و فرزندش محمد بن عثمان
حق با ماست
توقيع مبارك حضرت صاحبالامر، ارواحنا له الفداء، به افتخار عثمان بن سعيد عمرى و فرزندش محمد بن عثمان
خداوند شما دو نفر [پدر و پسر] را به اطاعت و بندگى خويش موفق و بر دين خود ثابت قدم بدارد و در سايه رضاى ذات پاكش به شما سعادت دو جهان عنايت فرمايد.
آنچه «ميثمى» به شما خبر داده بود در مورد «مختار» و مناظره او با كسى كه اظهار مىداشته از حضرت امام حسن عسكرى (ع) جانشينى جز جعفر بن على [كذاب] باقى نمانده، و او هم تصديق كرده است، به ما رسيد.
همچنين آنچه كه شما به ميثمى در پاسخ مطالبى كه به ياران شما گفته بود، نوشتيد نزد ما روشن است و من از اينكه پس از بينايى و بصيرت دچار نابينايى شوم و پس از هدايت، گمراه گردم و نيز از فتنهها و عدم قبولى اعمال، به خدا پناه مىبرم، چه آنكه حق تعالى در قرآن كريم فرموده است:
آيا مردم خيال مىكنند كه اگر بگويند ايمان آوردهاند از آنها مىگذرند و آنان را آزمايش نمىكنند. چگونه در فتنه سقوط مىكنند و در حيرت و سرگردانى به سر مىبرند و پيوسته به چپ و راست در حركتند؟! آيا از دين خود جدا افتادهاند؟ آيا از روايات معتبر در اين مورد بىاطلاع هستند يا آگاهند ولى آن را از ياد بردهاند؟ آيا نمىدانند كه خداوند زمين را از حجت خالى نمىگذارد، اعم از اينكه آن حجت ظاهر و آشكار در ميان مردم باشد يا غايب از انظار؟
آيا اين دستهاى كه در وجود امام [پس از حضرت عسكرى (ع)] شك و ترديد دارند، از برنامه منظم ائمه معصومين (ع) پس از پيامبرشان (ص) بىاطلاع هستند كه چگونه يكى پس از ديگرى طبق برنامههاى تعيين شده به وظيفه خويش عمل كردند و نوبت به امام عسكرى (ع) رسيد كه جانشين پدرانش بود و به امر خداوند مردم را به سوى حق و راه مستقيم ولايت دعوت فرمود؟
او خورشيدى فروزان و ماهى درخشان بود كه در آسمان ولايت و امامت مىدرخشيد و آنگاه كه ساعت مقرّر فرا رسيد و مانند اجداد گرامىاش به سبب شهادت، به جوار رحمت حق شتافت، مانند پدرانش بدون كم و زياد به عهد خويش وفا نمود و وصيت خود را به وصى و جانشين خودش- كه به امر خداوند بايد تا روز موعود از نظرها پنهان باشد- سپرد. البته كه در مورد جانشين او مقدر الهى اين چنين است كه محلّ زندگى او بايد مخفى باشد و اين براى ما فضيلتى است.
و آن روزى كه خداوند به ما اجازه دهد و منع خود را از ظهور ما بردارد، حق در زيباترين لباسها و روشنترين نشانهها به مردم نشان داده شده، بر همگان آشكار خواهد شد و اساساً حقّ و حقيقت، خود معرّف خويش خواهد بود. لكن چه بايد كرد؟ اكنون بايد در برابر قضا و قدر الهى و اراده توانايش تسليم و به انتظار توفيق از جانب ذات پاكش بود.
پس منكران و كسانى را كه در شك و ترديد هستند بخوانيد تا دست از متابعت هوى و هوس بردارند و همان اصولى را كه پيروى مىكردند، رعايت كنند و همان راه را دنبال نمايند.
از آنچه از آنها پوشيده است درگذرند و از بحث و فحص در آن خوددارى كنند، كه به گناه آلوده خواهند شد؛ اسرار الهى را فاش نكنند، كه موجب پشيمانى آنان خواهد شد.
و بدانند كه حق با ما و در راه دوستى ما است. هيچ كس جز ما اين ادعا [يعنى دعوى امامت و جانشينى رسول اكرم (ص)] را ندارد؛ مگر دروغگويان و آنان كه بر خداوند افترا بسته و گمراه خيانت پيشه هستند. بدين مختصر كه از ماشنيديد قناعت كنيد و از تفصيل و شرح آن درگذريد.
پىنوشت:
مجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، ج ٥٣، ص ١٩٠.