ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - ١ شرايط اجتماعى عصر ميلاد
در اين شهر تحت نظر قرار داشتند.[١]
حضرت امام حسن عسكرى (ع) نيز بيش از نيمى از ايام عمر شريف خود را در سامرا گذراندند و از سال ٢٤٣ ق. كه در سن يازده سالگى به همراه پدر به اين شهر آمدند، تا سال ٢٦٠ ق. كه چشم از جهان فرو بستند، امكان خروج از اين شهر را نيافتند.
امّا علت اين همه سختگيرى نسبت به اين دو امام بزرگوار چه بود؟ و چرا دشمنان اهل بيت (ع) تا به اين حد اين پدر و پسر را در تنگنا قرار داده بودند؟
حضرت امام حسن عسكرى (ع) خود در تحليل علل و انگيزههاى برخورد شديد حاكمان ستم پيشه با ائمه اهل بيت (ع) مىفرمايد:
بنى اميه و بنىعباس به دو دليل شمشيرهايشان را بر ضدّ ما افراشتند: نخست اينكه آنها مىدانستند هيچ حقى در خلافت ندارند، و به همين دليل همواره در هراس بودند كه مبادا ما در پى به دست آوردن خلافت و برگرداندن آن به جايگاه اصلىاش برآييم؛ و دوم اينكه، آنها بر اساس روايات متواتر اين موضوع را مىدانستند كه پادشاهى گردنكشان و ستمپيشگان به دست قائم ما از بين خواهد رفت و ترديدى هم نداشتند كه آنها از جمله گردنكشان و ستم پيشگان هستند، از همين رو براى كشتن خاندان رسول خدا (ص) و از بين بردن نسل او به تلاش وسيعى دست زدند، بدان اميد كه با اين كارها بتوانند جلوى تولد قائم را بگيرند يا او را به قتل برسانند. امّا، خداوند از اينكه امر خود را بر يكى از آنها آشكار سازد پرهيز داشت و مىخواست نور خودش را بر خلاف ميل كافران به حد تمام برساند.[٢]
با توجه به شرايط و موقعيتى كه حضرت امام حسن عسكرى (ع) در آن قرار داشت، روشن است كه موضوع تعيين و انتخاب جانشين آن حضرت، يعنى آخرين امام از نسل پيامبر اكرم (ص) كه بر اساس روايات ترديدناپذير بنياد ظلم و بيداد را برخواهد كند، از چه اهميت و حساسيتى برخوردار است.
اگر دشمنان اهل بيت (ع) كوچكترين ردّ پايى از فرزند امام حسن عسكرى (ع) و جانشين ايشان به دست مىآوردند، قطعاً در پى نابودى آن حضرت برمىآمدند و اجازه نمىدادند كه سلسله امامت استمرار پيدا كند. بنابراين چارهاى جز مخفى نگه داشتن موضوع تولد آخرين حجّت حق نبود، و اين پنهان كارى تا حدى بود كه تا لحظه تولد ايشان نزديكترين خويشاوندان حضرت عسكرى (ع) نيز هيچ اطلاعى از اين موضوع نداشتند.[٣]
پنهانكارى شديدى كه درموضوع تولد حضرت مهدى (ع) اعمال مىشد اگرچه براى حفظ جان آن حضرت لازم بود، امّا از سويى ديگر ممكن بود كه باعث سرگردانى و حيرت شيعيان پس از درگذشت امام حسن عسكرى (ع) گردد، لذا امام يازدهم از همان لحظه تولد، ياران خاص خود را در جريان قرارداده و به آنها اطمينان دادند كه در موضوع جانشينى ايشان هيچ مشكلى پيش نخواهد آمد.
با اين تدبير حضرت عسكرى (ع)، اگرچه تا مدت كوتاهى پس از وفات ايشان، شيعيان دچار حيرت شده و در ميان آنها اختلاف به وجود آمد، امّا پس از آن، همه كسانى كه در پيروى از اهل بيت (ع) اخلاص داشتند و در قلبشان مرض و نفاقى وجود نداشت، آخرين حجّت حق را شناختند و از طريق نواب خاص با ايشان ارتباط برقرار كردند.
با همه تفاصيلى كه گذشت عدهاى از مخالفان شيعه در پى اين هستند كه با طرح شبهاتى در اصل تولد امام عصر (ع) ايجاد ترديد كنند و چنين القا نمايند كه از نظر تاريخى نمىتوان تولد آن حضرت را اثبات كرد. در حالى كه اگر اين به اصطلاح پژوهشگران تاريخى، خالى از هرگونه غرض سياسى و تنها به انگيزه دستيابى به حقيقت به منابع و كتابهايى كه در سالهاى نزديك به دوران غيبت صغرا تأليف شدهاند، مراجعه مىكردند؛ درمىيافتند كه هيچ جاى ترديدى در موضوع تولد امام دوازدهم وجود ندارد.
چنانكه شيخ مفيد (٣٣٦- ٤١٣ ق.) در اين باره مىگويد:
رواياتى كه در اثبات [امامت] فرزند حسن [عسكرى] (ع) وارد شدهاند به گونهاى هستند كه با آنها راه هرگونه عذر و بهانه بسته مىشود.[٤]
در اينجا براى روشن شدن پارهاى اذهان، مرورى دوباره خواهيم داشت بر مجموعه رواياتى كه در زمينه اثبات امامت آن حضرت رسيدهاند. در اين بررسى ابتدا به چند نمونه از رواياتى كه از سالها پيش از تولد امام مهدى (ع) از پيامبر اكرم (ص) و امامان شيعه (ع) در زمينه امامت آن حضرت رسيدهاند، اشاره كرده، بعد از آن عبارتهاى تنى چند از كسانى را كه بر تولد فرزند امام حسن عسكرى (ع) شهادت دادهاند، مرور مىكنيم و سرانجام هم به معرفى برخى از كسانى مىپردازيم كه حضرت