ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٦ - ج) تلاش حكومت براى يافتن امام مهدى (ع)
«عثمان بن سعيد عمرى» متصدى امر غسل، كفن و دفن حضرت شد.[١]
اين سخن با اعتقاد شيعه به اين كه امام را بايد امام بعدى غسل دهد، كفن كند و نماز بخواند، منافاتى ندارد، چون كه اولًا: اين امر مربوط به حالت عادى است، نه در شرايط سخت و مورد تقيه، ثانياً: «عثمان بن سعيد عمرى» به نيابت از حضرت مهدى (ع) عهدهدار تجهيز پيكر مطهر امام عسكرى (ع) بود.
و ثالثاً: ممكن است در همين شرايط به صورت مخفى حضرت مهدى (ع) به اين امر مبادرت نموده بود، ليكن به جهت شرايط خفقان و تقيه به ظاهر «عثمان بن سعيد عمرى» تصدى اين امر را برعهده گرفته باشد. در هر حال، «عبيدالله بن خاقان» مىگويد:
وقتى جنازه امام (ع) آماده دفن شد، خليفه برادر خود، «ابوعيسى بن متوكل»، را فرستاد تا بر جنازه آن حضرت نماز بگزارد. هنگامى كه جنازه را براى نماز بر روى زمين گذاشتند «ابو عيسى» نزديك شد و صورت آن حضرت را باز كرد و آن را به علويان، عباسيان، قاضيان، نويسندگان و ديگر شاهدان، نشان داد و گفت: اين «ابو محمد عسكرى» است كه به مرگ طبيعى درگذشته است و فلان و فلان از قضات و پزشكان و خدمتگزاران خليفه نيز شهادت مىدهند! بعد روى جنازه را پوشاند و بر او نماز خواند و فرمان داد كه جنازه را براى دفن ببرند.
اين شيوه تجربه شده حكّام عباسى در مورد امامان شيعه (ع) بود و مردم به ويژه شيعيان نيز كم و بيش با اين شيوه آشنايى داشتند.
بنا به نقل «شيخ صدوق» قبل از اقامه اين نماز، نمازى ديگر بر بدن آن حضرت در لحظاتى قبل در درون خانه اقامه شد. «عقيد خادم» از منزل خارج شد و به «جعفر» كه بر درِ خانه ايستاده بود و شيعيان به او تعزيت مىگفتند، گفت:
سرورم برادرت را كفن كردند. پس بر او نماز بخوان.
ناگهان امام مهدى (ع) جلو آمد و گفت:
عمو عقب بايست من سزاوارترم كه بر جنازه پدرم نماز بخوانم.[٢]
طبق نقل مشهور، امام عسكرى (ع) در اوّل ماه ربيعالاوّل (٢٦٠ ق.) با زهرى كه «معتمد» براى آن حضرت تدارك ديده بود بيمار شد و در هشتم همان ماه رحلت نمود. بنابراين، امامت امام مهدى (ع) از همين تاريخ آغاز شد و آن حضرت تا به امروز در پس پرده غيبت قرار دارد. به اميد روزى كه آن حضرت ظهور و جهان را پر از عدل و قسط كند.
ج) تلاش حكومت براى يافتن امام مهدى (ع)
اخبار امامت دوازده امام (ع) از پيامبر (ص) و عترت آن حضرت، در بين شيعيان رواج داشت. خلفاى عباسى به مقابله با اين باور و جلوگيرى از عملى شدن اين خبرها كه مربوط به آينده بود، سخت كوشيدند. آنان به مانند فرعون كه از ولادت «موسى بن عمران»، واهمه داشت، از تولد حضرت مهدى (ع)، امام دوازدهم شيعيان نگران بودند كه نكند ظهور كند و بساط حكومت و عياشى آنان را برهم زند.
از همين روى، امام عسكرى (ع) را در محاصره قرار دادند و در پى آن بودند كه اگر فرزندى از او به دنيا آمد، او را به قتل برسانند و نگذارند «مهدى»، دوازدهمين امام شيعيان به امامت برسد و مشكلى براى آنان به وجود آورد.
امامان اهل بيت (ع) با دانش برترى كه داشتند، پيشاپيش غيبت امام مهدى (ع) را خبر دادند و اين نقشه عباسيان را باطل نمودند. به همين جهت خبر ولادت امام مهدى (ع) مخفى نگه داشته شد و تنها برخى از خواص شيعه به اين موضوع آگاه بودند.
بعد از شهادت امام عسكرى (ع) كمكم اين خبر پخش شد كه از آن امام (ع) پسرى متولد شده و او امام دوازدهم و «مهدى موعود» است.
پخش اين خبر موجب هراس در بين عباسيان شد؛ چرا كه معلوم شد از «ابو محمد»، پسرى بهجا مانده است. از اين رو، به دستور «معتمد» عباسى عدهاى از مأموران وارد