ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٨ - ٥ طشت حضرت موسى (ع)، انگشتر حضرت سليمان (ع)، شمشير، پرچم و زره پيامبر اكرم (ص)
به سوى شما مىآيد كه در آن سكينه و آرامشى از ناحيه پروردگارتان وجود دارد و از آنچه را كه آل موسى و آل هارون باقى گذاشتهاند و آن تابوت بهوسيله فرشتگان حمل مىشود، به راستى در آن معجزه و دليل براى شماست چنانكه مؤمن باشيد.
«تابوت سكينه» با نامهاى صندوق عهد، تابوت يهوديان، تابوت مقدس، صندوق تورات، تابوت بنىاسرائيل و تابوتالشهاده ناميده شده است. كه اين نام اخير در دعاى «سمات» ذكر شده است، آنجا كه مىفرمايد:
تابوت سكينه، طبق نوشتهها، صندوقى بوده است كه الواح سنگى و احكام دهگانه (تورات) در آن قرار داشته بود و هر وقت قوم بنىاسراييل حركت مىكرد، اين صندوق را با حرمت فراوان در ارابهاى نهاده و پيشاپيش خود روان مىداشتند و در جنگ نيز آن را پيشاپيش صفوف قرار مىدادند تا باعث ثبات قدم و آرامش لشكريان گردد. اين صندوق به فرمان حضرت موسى (ع) ساخته شده بود و علاوه بر آن الواح (دو لوح سنگى)، كاسهاى از «منّ»؛ يعنى همان غذاى آسمانى كه در سوره اعراف، آيه ١٦٠ از آن ياد شده است، نيز در آن قرار داده بودند[١].
تا اينكه فلسطينىها به يهوديان تاختند و بر آنها مسلط شدند و صندوق عهد را از ايشان گرفتند. بعد از آن حضرت داود (ع) جالوت، پادشاه فلسطينىها را كشت و صندوق را به يهوديان باز گرداند.
تا زمان حضرت سليمان (ع) اين صندوق در معبد «قبةالرّمان» قرار داشت.
گفتنى است كه از قبةالرّمان نيز در دعاى سمات ياد شده است:
و [تو را مىخوانم] به آن مجد و بزرگوارى است كه براى موسى بن عمران (ع) بر فراز قبة الرّمان قرار داشت[٢].
مطالب ديگرى نيز در خصوص تابوت سكينه رسيده است؛ از جمله در كتاب قرب الإسناد حميرى (ص ١٦٤) حديثى از امام موسى بن جعفر (ع) نقل شده كه حضرت درباره تفسير «سكينه» در آيه «فِيهِسَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ ...» فرمود:
اين سكينه رايحهاى است بهشتى كه به شكل صورت انسانى از صندوق خارج مىشد و آن صندوق هم اينك نزد ماست.
و همين معنا نيز از حضرت رضا (ع) رسيده است.
تابوت الشهاده اكنون نزد امام مهدى (ع) است. پيامبر اكرم (ص) دراين باره مىفرمايد:
صندوق مقدس از درياچه طبريه به دست وى (امام مهدى (ع)) آشكار مىشود و آن را آورده و در پيشگاه مقدس او در بيتالمقدس قرار مىدهند و چون يهوديان آن را مشاهده مىنمايند به جز اندكى، بقيه آنان ايمان مىآورند.[٣]
٤. پيراهن حضرت يوسف (ع)
مفضل بن عمر گويد، امام صادق (ع) به من فرمود:
مىدانى پيراهن يوسف (ع) چه بود؟ عرض كردم، نه، فرمود: چون براى ابراهيم (ع) آتش افروختند، جبرئيل (ع) جامهاى از جامههاى بهشت برايش آورد، او پوشيد و با آن جامه گرما و سرما به ابراهيم زيانى نمىرسانيد. چون مرگ ابراهيم رسيد، آن را در غلافى نهاد و به اسحاق آويخت و اسحاق آن را به يعقوب آويخت و چون يوسف (ع) متولد شد آن را به او آويخت و در بازوى او بود تا امرش به آنجا كه بايست رسيد (زمام حكومت مصر را به دست گرفت)؛ چون يوسف آن را در مصر از غلاف بيرون آورد، يعقوب بوى خوش آن را دريافت و همين است كه گفت: «اگر نادانم نمىخوانيد من بوى يوسف را احساس مىكنم»[٤] و آن همان پيراهنى بود كه خدا از بهشت فرستاده بود. عرض كردم: قربانت گردم، آن پيراهن به چه كسى رسيد؟ فرمود: به اهلش رسيد و هنگامى كه قائم ما (امام مهدى (ع)) ظهور كند، با او خواهد بود، سپس فرمود: هر پيغمبرى كه دانش يا چيز ديگرى را به ارث گذاشته به آل محمد (ص) رسيده است.[٥]
همانطور كه در اين حديث طولانى آمده است، امام صادق (ع) حقيقت اين پيراهن را بيان فرموده كه از كجا آمده و در نهايت به دست اهل بيت (ع) رسيده است و اين پيراهن از جمله مواريث انبيا (ع) به شمار مىآيد.
همين يك حديث در توضيح پيراهن حضرت يوسف (ع) ما را كفايت مىكند. اين پيراهن نيز هماكنون نزد حضرت حجةبنالحسن العسكرى (ع) است.
٥. طشت حضرت موسى (ع)، انگشتر حضرت سليمان (ع)، شمشير، پرچم و زره پيامبر اكرم (ص)
تعدادى ديگر از مواريث انبيا (ع) نيز هستند كه آنها هم هر كدام بنا بر حكمت و مصلحتى، در اختيار امام مهدى (ع) اند. براى روشن شدن مطلب به ذكر يك حديث مفصل اكتفا مىكنيم.
بخشى از حديثى كه از امام صادق (ع) در اين زمينه نقل شده، به شرح ذيل است:
همانا شمشير رسول خدا (ص)، پرچم، جوشن، زره