ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٤ - ٢ مسائل مربوط به غيبت امام
توقيعات امام غايب (ع)
محمد مهدى ركنى
اشاره:
«توقيع» در لغت به معناى نشانه گذاشتن، امضاء كردن حاكم بر نامه و فرمان، جواب مختصر كه كاتب در نوشته به پرسشها مىدهد، دستخط فرمانروا و نوشتن عبارتى در ذيل مراسله آمده است[١] و در اصطلاح علم حديث به معناى پاسخ پرسشها، يا اطلاعيههايى است كه به صورت كتبى از طرف امام براى آگاهى شيعيان فرستاده شده است. چنانكه توقيعاتى از حضرت امام علىالنقى و امام حسن عسكرى (ع) نقل شده است[٢]. امّا معمولًا توقيع به نامههاى حضرت حجةبنالحسن امام زمان (ع) گفته مىشود كه توسط چهار تن نايبان خاصّ ايشان در زمان غيبت صغرا به دست شيعيان مىرسيده است[٣]. در اين مقاله پس از اشارهاى كوتاه به تعداد توقيعات نقل شده از امام زمان (ع) مهمترين موضوعاتى كه در توقيعات مطرح شده است، بررسى مىشود.
شماره توقيعات
شماره توقيعات در دو كتاب كمال الدّين و تمام النعمة، شيخ صدوق و كتاب الغيبة، شيخ طوسى جمعاً ٩٢ عدد است. كه پس از حذف موارد مشترك ٨٠ توقيع مىشود. به اين شرح: در كتاب كمالالدين در بابى كه به «ذكر توقيعات رسيده از امام قائم (ع)» اختصاص دارد، ٤٩ توقيع و يك دعا نقل شده كه برخى كوتاه و بعضى طولانى است. امّا شيخ طوسى در كتاب الغيبة در باب مخصوص توقيعات و مواضع ديگر ٤٣ توقيع و خبر نقل مىكند، كه بعضى از آنها را از جمله معجزات امام غايب شمرده، و برخى ديگر توقيعاتى است كه با شرح موارد صدور آنها ذكر كرده و متضمن سرگذشتى است جالب توجه، و شمارى ديگر دستخط امام زمان (ع) است كه به صورت منشور- فرمان سرگشاده عمومى- صادر شده، و شامل مباحث اصولى مذهب است. از اين ٤٣ توقيع ١٢ عدد منقول از صدوق است كه بعضى عيناً در كمالالدين ديده مىشود.
بنابراين مجموع توقيعات غيرتكرارى در دو كتاب مأخذ ما ٨٠ عدد است.
تقسيم بندى توقيعات
اينك توقيعات برگزيده را برحسب موضوع دستهبندى كرده نقل مىكنيم:
١. رازدانى و خبردادن از امور پنهانى
بر طبق چندين خبر كه در دو كتاب مأخذ ما آمده، حجت خدا بر زبان نايبان يا به وسيله توقيعات از رازهاى نهانى و امور پنهانى و آنچه پرسندگان در دل داشتهاند خبر داده و موجبات اعتماد به نوّاب و يقين به ارتباطشان با امام را فراهم كرده است. اين اخبار اضافه بر رواياتى است كه در تأييد و توثيق نايبان رسيده، و در واقع نشانىهاى عينى و دليلهاى مشهود بر صحت ادعايشان در نيابت و وساطت از امام غايب بوده و سبب اطمينان قلب بيشتر شيعيان مىشده است. هر چند اين رويدادها شخصى و خصوصى بوده، امّا مجموع آنها كه به وسيله راويان مطمئن و در كتب معتبر و مؤلّفان محقّق نقل شده، امروزه براى ما نيز اطمينانآور است به ويژه كه مضمون اين اخبار خود نشان دهنده صحت و راست بودنشان است و اينك چند نمونه:
١- حسن بن فضل يمانى- ضمن حديثى طولانى- گويد: «از سه مطلبى كه به خاطر داشتم دو تاى آنها را نوشتم و سومى را به احتمال آنكه ناخوشايند باشد ذكر نكردم. امّا جوابى كه به من رسيد هم درباره دو مطلبى بود كه نوشته بودم و هم راجع به سومين مطلب كه در دل نگهداشته و ننوشته بودم».[٤]
٢- نصربن صالح نقل كرد كه: «مردى از اهل بلخ پنج دينار با نامهاى كه اسمش را در آن عوضى نوشته بود فرستاد. پاسخ وصول پول به او رسيد با نام اصلىاش و نسبش و دعا براى او».[٥]
نمونههاى ديگر از اشراف بر ضماير و آگاهى از وقايع و نهاندانى ولى حقتعالى را در توقيعات ديگرى نيز كه تحت موضوعات مختلف- مخصوصاً توقيعات درباره اموال رسيده به امام- نقل شده است مىبينيم. به بيان ديگر حضرت به گونههاى مختلف با بيان حقايق پنهانى اثبات صحت امامت و ولايت خود و سفارت نايبان را مىفرموده است تا براى طالبان حقيقت ترديدى بر جا نماند.
٢. مسائل مربوط به غيبت امام
دشمنى بسيار شديد با مصلح موعود و تفحص براى پيدا كردن و قتلش، امكان آشكار شدنش را از بين برده بود و شبهاتى كه جعفر، برادر امام حسن عسكرى (ع)، ايجاد كرده بود و مردم را به خود دعوت مىكرد نيز مزيد بر علت بود. اين همه، اشكالاتى را به اذهان القا مىكرد، كه بر حسب وظيفه ارشادى و هدايتى كه امام دارد بايد پاسخگوى آنها و بر طرف كننده شبهات باشد.
تعدادى از توقيعات مستقيماً در اطراف مسايل طرح شده راجع به «غيبت» است، مانند نهى از بردن نام امام غايب و مشخص نكردن وقت ظهور و سبب غيبت و امورى از اين گونه.