ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٢ - رجعت در قرآن
تفاصيل آن موكول به ائمه اهل البيت (ع) مىشود».[١]
بنابراين در تمامى روايات ياد شده و روايات متعدد ديگر، رجعت به عنوان يك مسئله اعتقادى مطرح شده است، كه خود گوياى آنست كه رجعت از زمره امور اعتقادى است نه صرفاً يك قضيه مسلّم تاريخى.
شاهد ديگر آنكه پيوسته علماى كلام، موضوع رجعت را در كنار ساير مباحث اعتقادى بحث كردهاند، و اين خود شاهد تلقّى اعتقادى بودن رجعت است. نكته ديگر آنكه صرف تحقّق رجعت در آينده موجب قضيه تاريخى بودن آن نمىشود زيرا اگر چنين باشد، معاد هم كه در آينده محقق مىشود، صرفاً يك قضيه تاريخى خواهد بود.
رجعت و ظهور
عت همانگونه كه گذشت آنست كه گروهى از مؤمنان خالص و سردمداران كافر كه از دنيا رفتهاند، به دنيا برمىگردند، تا گروه اوّل به عزّت نائل شوند و گروه دوم به ذلّت دنيوى برسند، اين معنا با ظهور امام دوازدهم (ع) در يك جهت اشتراك دارند و آن اينكه هر دو در آخرالزمان و قبل از قيامت اتفاق مىافتند، امّا فرقشان اين است كه خداوند براى برچيدن ريشههاى ظلم و ستم و ايجاد عدالت در روى زمين، ولى خويش را پس از غيبتى طولانى، آشكار مىسازد. ولى رجعت آن است كه در هنگام ظهور، براى يارى حضرتش و نيز استمرار حاكميت حق بعد از برقرارى عدالت، خداوند گروهى از مؤمنان را كه از دنيا رفتهاند، به دنيا باز مىگرداند تا براى يارى وى بشتابند. مؤمنانى كه ساليان درازى انتظار فرجش را مىكشيدند، ولى قبل از ظهور و رؤيت حضرتش، ديده از جهان فرو بستند.[٢]
رجعت يكى از وقايع مهمى است كه در آستانه ظهور رخ مىدهد و زمان آن هنگام ظهور است، نه قبل و نه بعد ظهور، بلكه در همان هنگام است كه برخى پيامبران الهى و ائمه اطهار (ع) و مؤمنان صالح به دنيا برمىگردند تا شاهد اعتلاى كلمه اسلام در روى زمين باشند. امّا نبايد چنين تصور كرد كه رجعت همان ظهور است، رجعت يعنى بازگشت عدهاى از مؤمنان و كفّار، ولى ظهور به معناى آشكار شدن و قيام دوازدهمين ذخيره الهى پس از غيبت طولانى است. در نتيجه نزديكى زمان اتفاق آن دو واقعه نبايد موجب شود كه آنها را يكى تلقى كنيم.
شايد اين مطلب در مورد رجعت، از روايات و كلمات علما به دست بيايد، آنجا كه شيخ مفيد (ره) فرمود:
رجعت هنگام قيام مهدى آل محمّد (ص) خواهد بود.[٣]
يكى از مستشرقان به نام «دويت نلسون» در كتاب عقيدة الشيعه از ظهور امام زمان (ع) به رجعت تعبير مىكند، كه اين خلاف معناى رجعت در اصطلاح كلام شيعه است.
اين چنين اشتباهاتى گاهى سبب شده تا كسانى به غلط تصور كنند كه واقعيت رجعت نيز همان ظهور امام عصر (ع) است.
بديهى است كه زمان دقيق رجعت را با ذكر سال و ماه و روز همانند زمان ظهور و معاد نمىتوان معلوم كرد، امّا به طور كلى مىتوان گفت كه رجعت در هنگام ظهور حضرت مهدى (ع) رخ خواهد داد. چنانكه در برخى از كلمات علما از زمان رجعت به «بعد ظهوره» تعبير شده است، يعنى بعد از ظهور ولىعصر (ع) رجعت اتفاق خواهد افتاد؛ و نيز در دو روايت به اين مطلب تصريح شده است. از جابر جعفى نقل شده كه گفت از امام باقر (ع) شنيدم كه فرمود:
به خدا سوگند كه او مردى از اهل بيت ما را پس از سيصد و نه سال از وفاتش قدرت مىدهد. جابر گفت: پرسيدم اين واقعه چه زمانى خواهد بود؟ فرمودند: بعد از رحلت قائم (ع) پرسيدم قائم تا هنگام مرگش چند سال در جهان حكومت مىكند؟ فرمود: نوزده سال از هنگام قيامش تا وقت مرگش به طول مىانجامد. پرسيدم: آيا بعد از او جهان دچار آشوب مىشود؟ فرمودند: بله مدت پنجاه سال و اضافه كردند و بعد از آن منصور [امام حسين (ع)] به دنيا برمىگردد تا انتقام خون خود و يارانش را بگيرد. تا اينكه سفاح قيام كند، كه همان اميرالمؤمنين على (ع) است.[٤]
حديث ديگرى از علىبن مهزيار نقل شده است، وى مىگويد: «در خواب ديدم كسى مىگويد: امسال حج انجام بده تا صاحبالزمان (ع) را زيارت كنى ...» بعد او با حضرت سخن مىگويد و ايشان وقايع ظهور را بيان مىكنند و او مىگويد: عرض كردم: آقاى من بعد از آنچه رخ خواهد داد. فرمودند: «برگشت برگشت، رجعت رجعت».[٥]
روشن است كه منظور از «بعد از ظهور» اين نيست كه وقتى ظهور تمام شد، رجعت اتفاق مىافتد، بلكه مقصود آن است كه اندكى پس از ظهور حضرت؛ و نيز در برخى روايات داريم كه وقتى حضرت ظهور مىكند، به بعضى از مؤمنان در قبر خطاب مىشود كه: حضرت ظهور كرده، اگر مايليد مىتوانيد امروز حضرتش را يارى دهيد.[٦] البته بعضى از ائمه (ع) ممكن است رجعتشان مدتى بعد از ظهور باشد.
خلاصه سخن آنكه رجعت يكى از وقايع همزمان با ظهور است و نبايد آنها را دو نام براى يك واقعيت پنداشت.
رجعت در قرآن
رجعت و بازگشت برخى انسانها به دنيا پس از مردن مستلزم هيچگونه محذور عقلى نيست[٧]، علاوه بر آنكه در مواردى واقع هم شده است[٨]. از سوى ديگر آيات و روايات فراوانى در اثبات رجعت به معناى اصطلاحى آن رسيده است. امّا، پيش از بيان آيات، ذكر چند نكته ضرورى است:
اوّل: در ميان آياتى كه مورد استدلال قرار گرفته است، واژه «رجعت» به كار نرفته امّا با دقت و تعمّق در معناى آيات، معلوم مىشود كه آنها با رجعت، هماهنگى و سازگارى دارند.
دوم: آيات فراوانى توسط ائمه اطهار (ع) به رجعت تفسير شده و از آنجا كه ما قائل به عصمت آنها هستيم، به آن آيات با كمك روايات استناد مىنماييم.