ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢١ - نايب چهارم، على بن محمد
پنجم: اخذ و توزيع اموال متعلق به امام.
ششم: سازماندهى وكلا.
با توجه به وضوح موارد فوق و بىنيازى آنها از توضيح، تنها اشارهاى به مورد آخر، يعنى «سازماندهى وكلا» خواهيم داشت: سياست تعيين وكيل براى اداره امور نواحى گوناگون و ايجاد ارتباط ميان شيعيان و امامان، از روزگارِ امامان پيشين (ع) در كار بود. در دوران غيبت، تماس مردم با امام زمان (ع) قطع گرديد و محور ارتباط با امام (ع) نايبى بود كه امام زمان (ع) تعيين مىكرد.
مناطق شيعهنشين تقريباً مشخص بود و بنا به ضرورت، در هر منطقه وكيلى تعيين مىشد و گاه چند وكيل در مناطق كوچكتر در سرپرستى وكيلى قرار داشتند كه امام و بعد از او نواب براى آنها تعيين مىكردند. اين وكلا اموالى را كه بابت وجوه مىگرفتند، به شيوههاى گوناگونى به بغداد، نزد نواب مىفرستادند و آنها نيز طبق دستور امام (ع) در مواردى كه لازم بود، به كار مىگرفتند.
در مواردى ممكن بود برخى وكلا براى يك بار امام زمان (ع) را ملاقات كنند؛ چنانكه محمد بن احمد قطان، كه از وكيلان ابوجعفر- نايب دوم- بود به ملاقات امام (ع) نايل آمد. امّا معمولًا آنها تحت نظر نايب خاصّ امام، انجام وظيفه مىكردند. به نقل از احمد بن متيل قمى، ابوجعفر، ده وكيل در بغداد داشته كه نزديكترين آنها به وى حسين بن روح بود. از ديگر نزديكان وى جعفر بن احمد بن متيل بود كه بسيارى گمانشان بر اين بود كه وى به جانشينى ابوجعفر خواهد رسيد. از روايتى ديگر بر مىآيد كه در برابر اموالى كه به وكلا داده مىشد، قبوضى از آنان دريافت مىكردهاند، امّا از نايب خاص چنين قبوضى دريافت نمىشد و زمانى كه ابوالقاسم، حسين بن روح را به جانشينى برگزيد، دستور داد كه از وى نيز قبوضى نخواهند. همچنين، برخى از وكلا ساكن در اهواز، سامرا، مصر، حجاز، يمن و نيز مناطقى از ايران همچون خراسان، رى و قم بودند كه اخبار آنها به صورت جسته و گريخته، ذيل موضوعاتى ديگر در كتابهاى الغيبة طوسى و كمالالدين صدوق ذكر شده است.
اين چهار نايب بنابر اعتقاد مسلّم شيعيان عبارتند از:
نايب نخست، عثمان بن سعيد
ابوعمرو عثمان بن سعيد از ياران و شاگردان مورد وثوق امام دهم و يازدهم (ع) و مردى جليلالقدر و مورد اطمينان بود كه از يازده سالگى در محضر امام هادى (ع) به خدمتگزارى و آموختن فقه و حديث و تعاليم اسلامى اشتغال داشته است و شاگرد تربيت يافته ولايت و امامت بوده است. او را با توجه به قبيله، «اسدى» و محلّ سكونت، «عسكرى» و شغل، «سمّان» يا «زيّات» (روغنفروش) ناميدهاند.
نايب دوم، محمد بن عثمان
وقتى نايب اوّل حضرت مهدى (ع) وفات يافت، بيش از ديگران، آن حضرت آزرده و اندوهگين شد و در نامهاى به فرزند عثمان، مرگ پدر را تسليت گفت و او را به جاى پدرش منصوب كرد.
محمدبن عثمان به رغم مخالفتهايى كه مدعيان دروغين نيابت، با وى كردند و فشارهايى كه خلفاى آن دوران وارد مىساختند، توانست وظايف نيابت ولىعصر (ع) را به نيكى انجام دهد و نگذاشت غُلات با ترفندهاى دروغين، شيعيان را متوجه خود سازند و نيابت او را متزلزل كنند. دوستداران ائمّه (ع) هيچگاه درباره نيابت و وثاقت او دچار شكّ و ترديد نشدند.
نايب دوم بيشترين مدت را در سمت نمايندگى امام زمان (ع) به خود اختصاص داد و حدود چهل سال نايب و رابط امام (ع) و شيعيان بود.
جايگاه ويژه او در خاندان ولايت و نبوت چيزى نيست كه نزد شيعيان، نيازمند دليل و برهان باشد و جلالت و عظمت وى از مسلّمات تاريخ شيعه است.
نايب سوم، حسين بن روح
نايب سوم حضرت مهدى (ع) حسين بن روح است، كه در ميان خاندان نوبختى، پس از ابوسهل، مشهورترين ايشان به شمار مىرود. وى كه يكى از ده وكيل محمد بن عثمان- نايب دوم- در بغداد بود، از همان زمان جايگاه ويژهاى نزد شيعيان داشت.
حسين بن روح ويژگىهاى نيكى داشت كه براى همگان جلوه مىكرد مرحوم شيخ طوسى در اين باره مىگويد: «او نزد شيعيان و ديگران، خردمندترين مردم به شمار مىرفت و اهل تقيّه بود»[١].
نايب چهارم، على بن محمد
آخرين نايب حضرت مهدى (ع) على بن محمد سَمُرى است كه به دليل شدت مراقبتهاى حكومت عباسى چندان آزادى عمل نداشت. مدت وكالت وى نيز از ديگران كمتر و نزديك به دو سال بود. از ايشان هم در طول وكالت، كراماتى نقل كردهاند.
و سرانجام در نيمه شعبان سال ٣٢٨ قمرى همانگونه كه حضرت (ع) خبر داده بودند، او وفات يافت و كتاب نيابت بسته شد و عصر غمبار غيبت كبرا آغاز گشت.
پىنوشتها:
با استفاده از: بازشناختى از يوسف زهرا (س) با تلخيص.
[١]. شيخ طوسى، الغيبة، ص ٣٧٢.