ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٧ - ٢ علايم ظهور و امور حتمى
تحقّق خويش نشدهاند.
مثلًا اگر در حديث به نزول بلايى (مشروط) اشاره شده باشد به واسطه توسل و استغفار مؤمنان و مسلمانان ممكن است در نزول آن تأخير رخ دهد يا اصلًا چنين بلايى به جهت عظمت عمل صالح ايشان نازل نشود يا اينكه با برخى اعمال صالح يا ناصالح ظهور حضرت را دچار تعجيل يا تأخير كنند.
شايد بتوان علت بيان چنين اخبارى را اين دانست كه اگر مسئله به اين شكل تبيين نمىشد، مؤمنان هم از احتمال حدوث آن حادثه باخبر نمىشدند و بدان مبتلا مىگشتند امّا پس از صدور حديث از ناحيه معصوم (ع) و آگاه شدن مؤمنان و مسلمانان از آن، با دعا و توسل و استغفار از پديد آمدن چنان حادثه ناگوارى ممانعت به عمل آورند يا سبب حدوث اتفاقى خوشايند شوند. البته فراموش نكنيم كه عكس اين مطلب هم كاملًا صادق است به اين معنا كه شخص معصوم (ع) با اعلام نزول بلا و علّت آن، حجت را بر مردم تمام مىكنند كه شما با وجود آنكه مىتوانستيد، آن بلا را از خويش دفع نكرديد يا فلان خير را به سوى خويش جلب ننموديد و از همين روست كه روايت شده است:
خداوند متعال، به چيزى مثل بداء عبادت نشده است.[١]
٢. علايم ظهور و امور حتمى
پنج مورد از نشانههاى ظهور در بسيارى از روايات كه از حدّ تواتر گذشته است؛ از جمله نشانههاى حتمى ظهور برشمرده شدهاند:
خروج سيّد خراسانى و يمانى، نداى آسمانى مبنى بر حقّانيت حضرت مهدى (ع)، شهادت نفس زكيّه و فرو رفتن سپاهيان سفيانى در منطقه بيداء (بيابان بين مدينه و مكّه).[٢]
اين نشانههاى پنجگانه را احاديث از علايم حتمى شمرده و هيچگونه احتمال بدايى در مورد تحقّق آنها ندادهاند وگرنه خلاف حتمى بودن آنها مىشد. اين نشانهها شديداً با مسئله ظهور ارتباط داشته و همگى مقارن ظهور رخ خواهند داد انشاءالله. بزرگوارانى چون مرحوم آيتالله خويى در پاسخ به نويسنده كتاب سفيانى و علامات ظهور[٣]، علّامه سيّد جعفر مرتضى عاملى، در كتاب خويش و شيخ طوسى، در غيبت خويش[٤] نسبت به اين موضوع تصريح و اذعان كردهاند كه:
هر چند بنابر تغيير مصلحتها با تغيير شروط اخبارى كه به حوادث آينده مىپردازند، ممكن است دچار تغيير و تبديل شوند؛ جز آنكه روايت تصريح كرده باشد كه وقوع آن جريان حتمى است كه (با توجه به اعتماد ما به معصومين (ع)) ما هم يقين به حدوث آنها در آينده پيدا مىكنيم و قاطعانه مىگوييم در آينده چنين خواهد شد.[٥]
اشكال اساسى كه به اين نظر گرفته مىشود؛ متكى به حديثى است كه نعمانى در كتاب خويش آورده است كه: ابوهاشم داوود بن قاسم جعفرى گفته است: نزد امام جواد (ع) بوديم و صحبت از حتمى بودن آمدن سفيانى شد، از آن حضرت پرسيدم: آيا در مورد امور حتمى هم بداء رخ مىدهد؟ فرمودند: آرى. گفتم: مىترسم در مورد خود حضرت مهدى (ع) بداء رخ دهد. حضرت فرمودند:
ظهور حضرت مهدى (ع) وعده الهى است و خداوند خلف وعده نمىكند.[٦]
علّامه مجلسى، هم در بحارالانوار پس از نقل اين حديث اين
توضيح را اضافه كردهاند كه:
شايد محتوم، معانى مختلفى داشته باشد كه با توجه به اختلاف در تعاريف ممكن است در مورد برخى از آنها بداء رخ بدهد. مضاف بر اينكه شايد منظور از بداء در مورد خصوصيات آن حادثه محتوم و حتمى باشد و نه اصل تحقّق آن، كه مثلًا پيش از زوال حكومت بنىعباس سفيانى جنبشهاى خويش را آغاز مىكند.[٧]
اين فرضيه چندان قابل قبول نيست؛ زيرا در صورت پذيرفتن آن، چه فرقى بين حتمى و غير حتمى خواهد بود؟ مضاف بر اينكه روايت مورد بحث ما از حيث سند، ضعيف است.[٨] در ضمن نمىتوان از آن همه حديث و روايتى كه به شدت بر حتمى بودن اين پنج نشانه و امتناع احتمال رخ دادن بداء در آنها تأكيد مىكنند، چشمپوشى كرد و به احاديث انگشتشمارى از اين دسته تمسك نمود؛ چون ممكن است در شرايط خاصى (به فرض قوت و اعتبار سندى آنها) معصوم (ع) مجبور شده باشند از روى تقيه، چنين سخنى بگويند.
عبدالملك بن اعين گويد: به امام باقر (ع) در مورد حضرت مهدى (ع) گفتم: مىترسم كه زود بيايند و سفيانى نباشد. حضرت فرمودند: