ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٩ - موعود در دين زرتشت
سوشيانس وجود دارد.
در ميان كتب زرتشتيان، گاتها يا سرودهاى زرتشت قديمىترين و معتبرترين آنهاست و بعد از آن، اوستا شامل دستورها و فرمانهاى زندگى است. كتاب بندهش كه در قرن سوم هجرى نوشته شده، در مورد مسئله «منجى» نظريههايى چون نظريات شيعه دارد. در حالى كه در اوستا اين موارد به چشم نمىخورد.
زرتشتيان قائل به ظهور سه منجى هستند كه هر يك به فاصله هزار سال از ديگرى ظهور خواهد كرد و به ترتيب عبارتند از: «هوشيدر» به معنى پروراننده قانون و «هوشيدار ماه» به معنى پروراننده نماز و نيايش و «استوت ارت» آخرين منجى، كه با آمدن او جهان نو مىشود و رستاخيز مىگردد و مردگان زنده مىشوند و زندگان نيز عمرى هميشگى خواهند داشت.
باردارى مادر سوشيانس شباهت زيادى به مادر گرامى حضرت مهدى (ع) دارد[١]. مادر حضرت مهدى (ع) داراى باردارى پنهان بود و آثار حمل در او آشكار نبود.
در بخش «گاتها» كه يكى از بخشهاى چهارگانه اوستا است (بندهاى ٨ و ٩) نويدهايى در مورد ظهور حضرت مهدى (ع) و سيطره جهانى آن حضرت و قيام شكوهمند او را داده است. از اين روز به نام «بامداد روز» ياد شده است.
جاماسب، در كتاب معروف خود جاماسب نامه كه حوادث گذشته و آينده جهان در آن ثبت شده، و احوال پادشاهان، انبيا، اوصيا و اوليا را بيان مىكند، ضمن مطالبى كه از قول زرتشت راجع به پيامبران بازگو مىنمايد در مورد پيامبر گرامى اسلام (ص) و دولت جاودانه حضرت مهدى (ع) و رجعت گروهى از اموات مطالبى گفته، آنگاه درباره ظهور مبارك حضرت مهدى (ع) چنين مىگويد:
و از فرزندان دختر آن پيامبر [عرب كه آخرين پيغمبر باشد] كه خورشيد جهان و شاه زنان نام دارد، كسى پادشاه شود در دنيا به حكم يزدان كه جانشين آخر آن پيغمبر باشد در ميان دنيا كه مكه باشد و دولت او تا به قيامت متصل باشد و بعد از پادشاهى او دنيا تمام شود و آسمان جفت گردد و زمين به آب فرو رود و كوهها كنده شود و اهريمن كلان را كه ضدّ يزدان و بنده عاصى او باشد بگيرد و در حبس كند و او را بكشد.
و نام مذهب او برهان قاطع باشد و حق باشد و خلايق را به يزدان بخواند و زنده گرداند خلق را از بدان و نيكان، و نيكان را جزا دهد و بدان را سزا دهد و بسيارى از خوبان و پيغمبران زنده شوند و از بدان گيتى و دشمنان خدا و كافران را زنده گرداند و از پادشاهان اقوام خود را زنده كند كه فتنهها در دين كرده باشند و خوبان بندگان يزدان را كشته باشند و همه متابعان و تبهكاران را بكشد و نام اين پادشاه بهرام باشد.
و ظهور او در آخر دنيا باشد ... و خروج او در آن زمان شود كه تازيان بر فارسيان غالب شوند و شهرهاى عمّان خراب شود و به دست سلطان تازيك، پس او خروج كند و جنگ كند و دجال را بكشد.
و برود و قسطنطنيه را بگيرد و علمهاى ايمان و مسلمانى در آنجا برپا كند و عصاى سرخ شبانان باهودار (كه موسى (ع) باشد) با او باشد و انگشتر و ديهيم سليمان با او باشد و جنّ و انس و ديوان و مرغان و درندگان در فرمان او خواهند بود.
و همه جهان را يك دين كند و دين گبرى و زرتشتى نماند و پيغمبران خدا و حكيمان و پرىزادان و ديوان و مرغان و همه اصناف جانوران و ابرها و بادها و مردان سفيدرويان در خدمت او باشند».[٢]
در اينجا لازم است اين نكته را يادآور شويم كه، اعتقاد به ظهور سوشيانس در ميان ملت ايران باستان به اندازهاى رايج بوده است كه حتى در موقع شكستهاى جنگى و فراز و نشيبهاى زندگى با يادآورى ظهور چنين نجاتدهنده مقتدرى، خود را از يأس و نااميدى نجات مىدادند.
شاهد صادق اين گفتار اينكه، در جنگ قادسيه پس از درگذشت رستم فرخزاد- سردار نامى ايران- هنگامى كه يزدگرد، آخرين پادشاه ساسانى، با افراد خانواده خود آماده فرار مىشد به هنگام خارج شدن از كاخ پرشكوه مدائن، ايوان مجلل خود را مورد خطاب قرار داد و گفت:
هان اى ايوان! درود بر تو باد، من هم اكنون از تو روى برمىتابم تا آنگاه كه با يكى از «فرزندان خود» كه هنوز زمان ظهور او نرسيده است به سوى تو برگردم.
سليمان ديلمى مىگويد، من به محضر امام صادق (ع) شرفياب شدم و مقصود يزدگرد را از جمله «يكى از فرزندان خود» از آن حضرت پرسيدم، حضرت فرمود:
او مهدى موعود (ع) و قائم آل محمد (ص) است كه به فرمان خداوند در آخرالزمان ظهور مىكند. او ششمين فرزند دخترى يزدگرد است و يزدگرد نيز پدر او است.[٣]
در حال حاضر در ميان اقوام شرقى و غربى، حتى در ميان سرخپوستان آمريكا، پندار مشابهى درباره بازگشت يا ظهور منجى موعود پديد آمده است.[٤]
اينكه ما مىبينيم همه انسانها در همه زمانها مىجوشند و به دنبال روزى بهتر، در انتظار تحقق پيروزى نهايى به سر مىبرند و فريادرسى را به يارى مىطلبند، خود دليل قاطعى بر ريشهدار بودن اين تمايل باطنى و خواست درونى و فطرى بودن انتظار موعود مبارك كه حقيقت آن در مهدويت متجلى است، مىباشد.
پىنوشتها:
[١]. او خواهد آمد، ص ٨٧ (به نقل از: ظهور حضرت مهدى (عج) از ديدگاه اسلام، مذاهب و ملل جهان، سيد اسدالله هاشمى شهيدى)
[٢]. هاشمى شهيدى، همان، صص ٤٦- ٤٧.
[٣]. همان، صص ١٦٤- ١٦٥.
[٤]. ترجمه اناجيل اربعه، ميرمحمد باقر خاتون آبادى، انتشارات نقطه.
[٥]. كتاب مقدس، انجيل متى، ص ٤١، باب ٢٤، بندهاى ١- ٨، ٢٣- ٢٨، ٢٩- ٣٧ و ٤٢- ٤٦.
[٦]. كتاب مقدس، انجيل لوقا، ص ١٦، باب ١٢، بندهاى ٣٥ و ٣٧- ٤٠.
[٧]. مجلسى، محمدباقر، بحارالأنوار، ج ٥٢، ص ١٨١.
[٨]. يسنا ٤٨، باب ١ و ٢.
[٩]. همان، بخشى از بند ١٢٩ فروردين يشت.
[١٠]. صد در نصر و صد در بندهش، نوشيروان دارابار بهمن، ص ٣٥.
[١١]. لعمات النور، ج ١ صص ٢٣- ٢٥.
[١٢]. مجلسى، محمدباقر، همان، ج ٥١، ص ١٦٤.
[١٣]. هاشمى شهيدى، همان.