ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤١ - نام تو
فرزند مُصطفى (ص)
|
امّيد ما به رؤيت فرزند مصطفى (ص) است |
چشم رَمَدْ كشيده، به دنبال ردّ پاست |
|
|
رنج فراق، طاقت ما را ربوده است |
سيلاب اشك، از سر مژگان ما رهاست |
|
|
هرچند پشتوانه فرداى ما خداست؛ |
امروز، روزگار، بسى تلخ و نارواست |
|
|
ما دوستدار مصحف و تسليم قائمايم (ع) |
فرمان او به ديده ما، عين توتياست |
|
|
كز اتّحاد ماست، اميرى امام (ع) را |
ورنه فغان و ناله، چه تسكينِ دردها است |
|
|
يا رب به لطف خود برسان خسرو جهان |
در راه دوست ديده به ره، دست بر دعاست |
|
|
عمرى عنان خويش، به خميازه باختيم |
خواب خَزَف به ديده ما دائماً بجاست |
|
|
بگذشتهايم از سر دىماه و فرودين |
دارد نويد گلشن و بستان؛ چه باصفاست! |
|
|
ما هم رهى به منزل مقصود مىبريم |
فانى شدن به راه خدا، موجب بقاست |
|
|
مىآيد آنكه تيغ على (ع) را حمايل است |
بنگر افق ز آمدن يار، پر صداست! |
|
|
روز ظهور، ديدن او آرزوى ماست |
گرچه زمانِ پيرى و در دست ما، عصاست |
|
|
مىآيد آنكه جان «پريشان» به دست اوست |
جان باختن به مقدم او، عين رو نماست |