ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٨ - موعود در دين زرتشت
همان وجود مقدس حضرت مهدى (ع) است.
موعود در دين يهود
چنانكه در آثار «دانيال نبى» مسطور است، عبارت از بيان اين معنا است كه در آخرالزمان حق تعالى جهان را دگرگون خواهد فرمود و صالحان و ابرار از ظالمان و اشرار جدا خواهند شد و اين روزگار پر از ظلم و جور به پايان خواهد رسيد.
شور و التهاب انتظار موعود آخرالزمان، در تاريخ پرفراز و نشيب يهوديت موج مىزند. يهوديان در سراسر تاريخ محنتبار خود، هرگونه خوارى و شكنجه را به اين اميد بر خود هموار كردهاند كه روزى موعود (مسيحا) بيايد و آنان را از گرداب ذلت، درد و رنج رهانده، فرمانرواى جهان گرداند.
در سراسر تاريخ بنى اسرائيل، كسانى به عنوان موعود يهود برخاستند و با گرد آوردن برخى افراد سادهلوح، بر مشكلات آنان افزودند. امّا در اين ميان حضرت عيسى بن مريم ظهور كرد و با داشتن شخصيتى بس والا و روحى الهى، دين بسيار بزرگى را بنياد نهاد و گروه بىشمارى را به ملكوت آسمان رهنمون شد.
با توجه به مطالب ياد شده، روشن مىشود كه اصل ظهور منجى جهان در نزد پيروان دين يهود، ثابت و مسلم است. در عين حال بغض و كينه آنان نسبت به همه اديان- خصوصاً مسيحيت- قابل انكار نيست. از آرزوهاى يهود آن است كه از طريق ظهور موعود منتظر، بر همه بشريت مسلط شوند و همه ملل و اقوام دنيا تسليم يهود و تحت استعمار آنان باشند. توجه به اين نكته ضرورى است كه مسئله منجى جهانى صبغه يهوديت يا نژاد يهودى ندارد.
از نظر اين نويسنده، عده قليلى از سياسيون يهود با سوء استفاده از اين عقيده، رژيم اسرائيل را در سرزمين فلسطين، به منظور زمينهسازى ظهور مسيح ايجاد كردند. آنان احساسات يهوديان را براى سرزمين مقدس برانگيختند و ثروتمندان را براى ايجاد آبادىهاى يهودىنشين تشويق كردند.
در مقابل، عده كثيرى از يهوديان، پندار جعلى ياد شده را رد مىكردند و عقيده داشتند كه نجات، تنها از طريق دخالت مستقيم خدا به دست مىآيد. سرعت بخشيدن به دوران رهايى از طريق ايجاد مهاجرنشينهاى يهودى در فلسطين، نقض آشكار شريعت به شمار مىرود.[١]
موعود در دين مسيحيت
همان طور كه نجاتدهنده پايانى بر مبناى معتقدات يهوديان، مسيح (ماشيع) است كه جهان را درخشان و با شكوه مىسازد، به اعتقاد مسيحيان نيز مسيح (ع) نجاتبخش است. البته براى زمان ظهور حضرت مسيح (ع) تاريخ مشخصى در بشارت انجيل نمىيابيم و از اين جهت شباهت دقيقى با اعتقاد اسلامى درباره زمان ظهور وجود دارد، در انجيل مىخوانيم:
امّا آن روز و آن ساعت را نمىداند كسى از بشر و فرشتگان آسمان، مگر پدر.[٢]
بر اساس بشارت فراوانى كه در كتاب انجيل آمده است، حضرت مسيح (ع) به دنبال قيام حضرت قائم (ع) در «فلسطين» آشكار خواهد شد و به يارى آن حضرت خواهد شتافت، و پشت سر حضرتش نماز خواهد گزارد، تا يهوديان و مسيحيان و پيروان وى تكليف خويش را بدانند و به اسلام بگروند و حامى حضرت مهدى (ع) گردند. از اين رو، در آخرين روزهاى زندگى- و شايد در طول دوران حيات- به ياران و شاگردان خود توصيهها و سفارشهاى اكيدى درباره بازگشت خود به زمين نموده و آنان را در انتظار گذارده و امر به بيدارى و هوشيارى و آمادگى فرموده است.
اينك متن برخى از آن بشارات كه در انجيل آمده است:
پس بيدار باشيد؛ زيرا كه نمىدانيد در كدام ساعت خداوند شما مىآيد. ليكن اين را بدانيد كه اگر صاحب خانه مىدانست در چه پاس از شب دزد مىآيد، بيدار مىماند و نمىگذاشت كه به خانهاش نقب زند. پس شما نيز حاضر باشيد، زيرا در ساعتى كه گمان نبريد پسر انسان مىآيد پس آن غلام امين و دانا كيست كه آقايش او را بر اهل خانه خود بگمارد تا ايشان را در وقت معين خوراك دهد. خوشا به حال آن غلامى كه چون آقايش آيد او را در چنين كارى مشغول يابد.[٣]
نظير اين پيشگويى در انجيل لوقا نيز آمده است[٤]: مقصود از «پسر انسان» حضرت مسيح (ع) نيست، زيرا مطابق نوشته جيمز هاكس آمريكايى در قاموس كتاب مقدس اين عبارت ٨٠ بار در انجيل و ملحقات آن (عهد جديد) آمده است كه فقط ٣٠ مورد آن با حضرت عيسى مسيح (ع) قابل تطبيق است ولى ٥٠ مورد ديگر از نجاتدهندهاى سخن مىگويد كه در آخر زمان و پايان روزگار ظهور خواهد كرد و حضرت عيسى (ع) نيز با او خواهد آمد، و او را جلال و عظمت خواهد داد، و از ساعت و روز ظهور او جز خداوند متعال كسى اطلاع ندارد. كه او كسى جز حضرت مهدى (عج) آخرين حجّت خدا نخواهد بود.
به طورى كه مىبينيم فرازهايى از عهد جديد با روايات اسلامى وجوه مشترك فراوانى دارد كه از آن جمله است: نزول حضرت عيسى (ع)[٥]، صيحه آسمانى، زنده شدن گروهى از افراد صالح، آمدن او بر فراز ابر و ربوده شدن ياران حضرت ولىعصر (ع) از محرابها و رختخوابهاى خود و انتقال يافتن آنها بر فراز ابرها، همه اين موارد در احاديث اسلامى آمده و با اين فقرات انجيل دقيقاً منطبق است.
موعود در دين زرتشت
موعود زرتشت يا «سوشيانس»- كه در فارسى «سوشيانت» و گاه به صورت جمع «سوشيانسها» آمده- نجاتبخشى است كه «اهورامزدا» به مردمان نيك وعده داده شده، و وظيفهاش پاييدن و نگهبانى جهان راستى است. جهانى كه اندكى پيش از رستاخيز آراسته خواهد شد و در آن راستگو بر دروغگو چيره خواهد شد. جهانى كه در آن حق غالب است و باطل و دروغ مغلوب.[٦] «از اين جهت سوشيانس (ناميده خواهد شد) زيرا كه سراسر جهان مادى را سود خواهد داد.»[٧]
سوشيانس، يعنى سود دهنده و خيرخواه. اين برگزيده الهى، زمانى كه جهان آكنده از تباهىها شود، در بخش مركزى زمين ظهور خواهد كرد. سوشيانس از فرزندان زرتشت است كه نطفهاش به شيوه معجزهآسايى در درياچه نگهدارى مىشود و مادر او دوشيزهاى است از نژاد زرتشت پيامبر. اين شخصيت الهى در صفات و ويژگىها شباهت خاصى به زرتشت پيامبر خواهد داشت. در انتها به شباهتهايى اشاره شده است كه در متون دينى اسلام و زرتشت، ميان حضرت مهدى (عج) و