ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٥ - نتيجه
تمركز بخشد و خردها و دريافتهاى آنان را به كمال رساند.[١] علوم و دانشهايى كه در طول اعصار و قرون در پشت پردهها، مكنون مانده، پراكنده سازد و مرزهاى دانايى و يادگيرى را تا سراپرده منازل و تا اعماق وجود تك تك انسانها، اعم از زن و مرد، گسترش بخشد.[٢]
٦. مدينه مستضعفان
از ويژگىهاى مهم عصر ظهور جابجايى قدرت و تغيير در ساختار آن است. حكومت در مدينه فاضله، مدافع مردم محروم و مستضعف جامعه است. آنان كه پيش از ظهور، بار سنگين فقر و بيچارگى و نامردمى را تحمل كردهاند و اكنون در راستاى اجراى عدالت بايد به حق مسلّم خويش در وراثت و پيشوايى زمين دست يابند.[٣]
آنچه گذشت، برجستهترين ويژگىهاى مدينه موعود در عصر ظهور است كه مىتوان در فرصتهاى بلندتر، بر شمار عناوين اصلى و به زيرمجموعههاى آنها افزود، ليكن در اين مجال، به همين مختصر بسنده مىكنيم.
نتيجه
مشاهده كرديم كه ما در انديشه جامع دينى بر يگانگى دنيا و آخرت و جسم و جان انگشت تأكيد مىنهيم و جايگاه و احكام اين امور را از هم تفكيك نمىسازيم. به انسان به عنوان يك واحد حقيقى نظر داريم و در هر طرح و برنامه رشد موازى و متوازن او را پى مىجوييم. در مدينه فاضله اسلامى در سرلوحه طرح و برنامه آسمانى آن با كمال شگفتى با يك آرزوى زمينى رو به رو مىشويم، با عدالت و در كنار آن رفاه و آسايش و امنيت و برخوردارى از مواهب طبيعى.
تعاليم دينى در زندگى زمينى ما مصرّانه ادعاى دخالت و تصميمگيرى دارند و آرزوهاى زمينى ما به طور جدّى، مورد توجه آنهاست. امّا اين همه را در مصاحبت با ديگر ابعاد وجودى انسان مىطلبند. بر اين اساس است كه مدينه فاضله اسلامى، علاوه بر اين كه مدينه عدالت، رفاه و امنيت است، مدينه علم، عقلانيت، تربيت و انسانپرورى نيز هست. يعنى همان عناصرى كه نبود آنها در تفكر لائيك غربى، باعث به وجود آمدن بحران جديد تمدن غرب گشته است و اين تمدن را به رغم پيشرفتهاى چشمگير مادى در مسير تحقق سعادت انسانى ناكام گذارده است.
در انتهاى نوشتار تأكيد مىكنيم كه در بحث توسعه اسلامى به طور كامل مىتوان از ويژگىهايى كه در مورد مدينه فاضله اسلامى بر شمردهايم، استفاده كرد و اگر چه مطالب عنوان شده، بيشتر جنبه كيفى داشت ليكن مىتوان با مشاركت صاحبنظران در زمينههاى مختلف- به ويژه در زمينه جامعهشناسى و اقتصاد- بر ظرفيتهاى كمّى آن نيز دست يافت.
پىنوشتها:
[١]. موسوى اصفهانى، ميرزا محمد تقى، مكيال المكارم فى فوائد الدعاء للقائم، ص ١١٨.
[٢]. صدوق، محمدبن على بن الحسين بابويه، كمال الدّين و تمام النّعمه، ص ١٢٠.
[٣]. قمى، عباس، مفاتيح الجنان، زيارت حضرت صاحب الزمان.
[٤]. مجلسى، محمدباقر، بحارالأنوار، ج ٥٢، ص ٣٦٢.
[٥]. صدوق، محمد بن على بن بابويه، همان، ص ٣١٨.
[٦]. مجلسى، محمدباقر، همان، ج ٥٢، ص ٢٢٤ و ٢٢٥.
[٧]. همان، ج ٥٢، ص ٥٧.
[٨]. همان.
[٩]. همان، ج ٥١، ص ٥٧.
[١٠]. سوره قصص (٢٨)، آيه ٥.
[١١]. مجلسى، محمدباقر، همان، ج ٥١، ص ٧٨.
[١٢]. همان، ص ٨٨.
[١٣]. صدوق، محمدبن على بن الحسين ابن بابويه، همان، ص ٣٣١.
[١٤]. مجلسى، محمدباقر، همان، ج ١٠، ص ١٠٤.
[١٥]. همان.
[١٦]. سوره نور (٢٤)، آيه ٥٥.
[١٧]. نعمانى، كتاب الغيبة، ص ٢٤٠.
[١٨]. دو پاسكيه، روژه، اسلام و بحران عصر ما، ترجمه دكتر حسن حبيبى، صص ٢١- ١٨.
[١٩]. مجلسى، محمدباقر، همان، ج ٨٤، ص ٥١.
[٢٠]. همان، ص ١٢٣.
[٢١]. صافى گلپايگانى، لطفالله، منتخب الأثر، ص ٣٧٤.
[٢٢]. مجلسى، محمدباقر، همان، ج ٧٥، ص ٢٣٩.
[٢٣]. حكيمى، محمد، عصر زندگى، ص ٢٢٣.
[٢٤]. نعمانى، همان، ص ٢٣٩.
[٢٥]. سوره قصص (٢٨)، آيه ٥.