ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٩ - ٥ طشت حضرت موسى (ع)، انگشتر حضرت سليمان (ع)، شمشير، پرچم و زره پيامبر اكرم (ص)
و خُود پيامبر (ص)، پرچم ظفربخش پيامبر (ص)، الواح موسى و عصاى او، انگشتر سليمان بن داود، طشتى كه موسى (ع) قربانى را در آن انجام داد، اسمى كه نزد پيامبر (ص) بود و چون آن را ميان مسلمانان و كفار مىگذاشت كه از مشركان به مسلمانان نشانهاى نرسد (و من آن را مىدانم) و هر آنچه را كه فرشتگان آوردهاند نزد من است، داستان سلاح در خاندان ما همان داستان تابوت است در بنىاسراييل، و بر در هر خانهاى كه تابوت پيدا مىشد، نشانه اعطاى نبوت بود و سلاح به هر كس از خانواده ما رسد امامت به او داده مىشود. همانا پدرم، امام باقر (ع)، زره رسول خدا (ص) را پوشيد، دامنش اندكى به زمين مىكشيد و من آن را پوشيدم همچنان بود؛ قائم ما، امام مهدى (ع)، كسى است كه چون آن را پوشد به اندازه قامتش باشد. انشاءالله.[١]
اين حديث بهطور صريح بخشى از ودايع نبوت و مواريث انبياى الهى (ع) را ذكر كرده است و تصريح نموده كه همه آنها به دست ائمه رسيده و در نهايت نيز به خدمت امام عصر، حضرت مهدى (ع) مىرسد.
همچنين در كتاب الغيبة نعمانى از محمد ابن مسلم روايت شده است كه امام صادق (ع) فرمود:
خداوند بر خلاف وقتى كه تعيين كنندگان وقت ظهور امام مهدى (ع) معين كردهاند، عمل مىكند. پرچم قائم، همان پرچم رسول خداست كه جبرييل در روز جنگ بدر از آسمان آورد و آن را در ميان جنگ به اهتزاز درآورد، آنگاه جبرييل عرض كرد: اى ابامحمد، به خدا قسم اين پرچم، از پنبه و كتان و ابريشم و حرير نيست. پيامبر فرمود: پس از چيست؟ گفت: برگ درخت بهشت است. پيغمبر آن را در جنگ برافراشت، سپس پيچيد و به دست على (ع) داد و پيوسته نزد آن حضرت بود تا اينكه در روز جنگ بصره (جمل) حضرت آن را برافراشته نمود و خدا او را پيروز گردانيد؛ آنگاه على (ع) آن را پيچيد و هميشه نزد ما بوده و هست و ديگر هيچكس آن را نمىگشايد تا اينكه قائم ما (ع) قيام كند. وقتى قائم قيام نمود، آن را به اهتزاز درمىآورد و هركس در شرق و غرب عالم باشد آن را مىبيند؛ رعب و ترس از وى يك ماه زودتر، از پيش روى و چپ و راست او رفته و در دلها جاى مىگيرد. آنگاه گفت: اى ابا محمد او به خونخواهى پدرانش قيام مىكند و سخت خشمگين است و از اينكه خداوند بر اين خلق غضب نموده متأسف است. او پيراهن پيامبر (ص) را كه در جنگ احد پوشيده بود، به تن دارد و عمامه و زره پيغمبر را كه به قامت وى، رساست مىپوشد و ذوالفقار، شمشير پيغمبر را در دست دارد، سپس شمشير برمىكشد و هشت ماه از كشتههاى بىدينان، پشتهها مىسازد ...»[٢]
دو روايت يادشده دقيقاً روشن مىكند كه تمامى مواريث انبياى الهى در نهايت به دست باكفايت جان جهان، امام مهدى (ع)، مىرسد.
و حديث ذيل اثبات مىكند كه تمامى ودايع و وصاياى انبياى الهى (ع) توسط حضرت ابوطالب (ع) به دست پيامبراكرم (ص) رسيده است.
درست بن ابى منصور مىگويد:
از امام هفتم (ع) پرسيدم: آيا رسول خدا (ص) مأمور پيروى از ابوطالب (ع) بود؟ و ابوطالب از طرف خدا بر او حجت بود؟ فرمود: نه، ولى ابوطالب نگهدار ودايع نبوت بود و وصايا نزد وى سپرده شد، و او آنها را به آن حضرت (ص) داد. گفتم وصايا را به او داد به حساب اينكه حجت بر او (پيغمبر) بود؟ فرمود: اگر حجت بر او بود وصيت را به او نمىداد. گفتم: پس ابوطالب حالش چگونه بود؟ فرمود: به پيغمبر و هر چه آورده بود اقرار كرد و وصايا را به او داد و همان روز درگذشت.[٣]
پىنوشتها:
[١]. قمى، شيخ عباس، مفاتيحالجنان، زيارت حضرت صاحبالأمر به نقل از سيدبنطاووس.
[٢]. كلينى، الكافى، ج ١، باب ما عند الأئمة من آيات الأنبياء عليهمالسلام، ص ٢٣١، ح ١؛ مجلسى، بحارالأنوار، ج ٥٢، ص ٣١٨، ح ١٩.
[٣]. كلينى، همان، ح ٢.
[٤]. همان، ح ٣؛ مجلسى، همان، ص ٣٢٤؛ همو، حيوةالقلوب، ج ١، ص ٢٤٨؛ طيب، سيد عبدالحسين، أطيب البيان فى تفسير القرآن، ج ٥، ص ٦.
[٥]. اسباط دوازدهگانه عبارت بودند از: ١. بنى روبيل؛ ٢. بنىشمعون؛ ٣. بنى جاد؛ ٤. بنىيهودا؛ ٥. بنى يساكار؛ ٦. بنى زبولون؛ ٧. بنى يوسف؛ ٨. بنى بنيامين؛ ٩. بنىاشير؛ ١٠. بنى دان؛ ١١. بنى نفتالى؛ ١٢. بنى لاوى.
[٦]. كلينى، محمدبن يعقوب، همان، باب أنّ مثل سلاح رسولالله مثل التابوت فى بنىاسرائيل، ص ٢٣٨، ح ١ و ٤.
[٧]. قمى، شيخ عباس، همان.
[٨]. همان.
[٩]. الملاحم والفتن، ص ٥٧؛ صافى گلپايگانى، لطفالله، منتخبالأثر، ص ٣٠٩.
[١٠]. سوره يوسف (١٢)، آيه ٩٤.
[١١]. كلينى، همان، ص ٢٣٢، ح ٥؛ مجلسى، همان، ص ٣٢٧، ح ٤٥؛ همو، حيوةالقلوب، ج ١، ص ١٨٤.
[١٢]. كلينى، همان، باب ما عند الأئمة من سلاح رسولالله (ص) و متاعه، صص ٢٣٢- ٢٣٣، ح ١؛ مجلسى، همان، ص ٣٦٠، ح ١٢٩.
[١٣]. نعمانى، كتاب الغيبة، ص
[١٤]. كلينى، همان، باب مولدالنبى (ص) و وفاته، ص ٤٤٥، ح ١٨.