ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥ - ما منتظر طلوع خورشيديم
موضعگيرى «سياسى اجتماعى» مردان حاكم در «كاخ سفيد، اليزه و باكينگهام» در معادلات و معاملات با كشورهاى شرقى، بىنسبت به جايگاه هر يك از اين كشورها در دواير سابقالذكر نيست. چنانكه، ميزان استحاله «فرهنگى و تمدنى» هر يك از اين كشورها در حوزه فرهنگ و تمدن غربى متفاوت است.
خارج از هر گونه تعصب، براى هر انسان فرهيخته و منصفى، همه تعاليم وحيانى و خالصترين آن آموزهها در «قول آسمانى قرآن كريم» و تعاليم نبى آخرين، حضرت محمّد مصطفى (ص) قابل شناسايى است. همان كه واسپس رحلت آن نبى رحمت از طريق سلسله اوصياى حضرتش منتقل شد تا آنگاه كه در دستان با كفايت خاتم اوصيا، حضرت صاحبالزّمان (ع) به ضرورت در پس پرده غيبت فرو رفت تا به وقت معلوم. با اين همه و علىرغم غيبت امام معصوم، سهمى از جريان ولايت و امامت و آموزههاى آن بر بستر حيات فرهنگى و مادى ساكنان كشورهاى اسلامى و به ويژه ايران و عراق جارى شد. همين حد از جريان «فرهنگ ولايى و وحيانى» امكان ايجاد «نقطه مركزى و ثقل شرق بزرگ» را فراهم آورد. همان كه امروز به عنوان نقطه مركزى «سيبل دشمنى» و عداوت غرب درباره ساكنان شرق، كشورهاى اسلامى خاورميانه، بالاخره ايران اسلامى قابل شناسايى است. بىدليل نيست كه امروز، در سالهاى آخرين از غيبت خورشيد حقيقت، غرب، تمامى توانايى خود را مصروف كينجويى و عداوت درباره اين نقطه مركزى ساخته است. ورنه، غرب، براى كنار آمدن و همراه و همنوا شدن با ساكنان دواير دوم، سوم و چهارم مشكل چندانى ندارد. در آن مناطق استعداد بالقوه براى سر فرود آوردن در برابر غرب وجود دارد و آنان اين استعداد را از طريق «دورى جستن تدريجى از حقيقت شرق» حاصل آوردهاند.
به هر دليل آنان چون از «گلّه دورافتاده» ها مستعدّ دريده شدن توسط گرگ خونخوار غربىاند. حتى اگر چون ژاپن صاحب ثروت و قدرت شده باشند، در كام غرباند، همخانه با او، همسفر با او، هممقصد با او.
هر كس در هر كجا سر همنوايى با اين جريان داشته باشد با غرب در يك قطار سوار مىشود. با اين تفاوت كه سازنده و راننده و رئيس و حارس اين قطار هيچگاه جاى خود را به كارگر و نظافتچى و دلقك مشغولكننده مسافران نمىدهند.
جملهاى از «ادوارد سعيد»، محقق فلسطينىالاصل مسيحى ساكن آمريكا خواندم كه شنيدنى است، او درباره راز «دشمنى و ترس» غرب از شرق اسلامى مىنويسد:
مشرق زمين در حالى بخش پستتر جهان قلمداد مىشود كه از موهبت وسعت پهناورتر و پتانسيل بيشترى براى قدرت نسبت به غرب برخوردار است. اسلام هميشه متعلق به مشرق زمين در نظر گرفته شده است و نگاه به آن با دشمنى و ترس همراه بوده است. البته براى اين وضعيت دلايل سياسى، روانشناختى و مذهبى مىتوان برشمرد ولى، همه اين دلايل از برداشتى نتيجه مىشود كه آنها؛ اسلام را رقيبى وحشتناك و چالشى آخرالزّمانى در برابر مسيحيت مىدانند.
تأكيد ادوارد سعيد بر «چالش آخرالزّمانى» در حقيقت جز «طلوع خورشيد حقيقت قدسى» كه اينك در پس پرده غيبت قرار دارد نيست. روح، جان و بنمايه شرق با ظهور خاتم اوصيا، طلوع مىكند و تماميت شرق و غرب را در اثر نورافشانىاش منور مىسازد.
در وقت غيبت خورشيد، فانوس و شمع مجال خودنمايى مىيابند و حتى كرم شبتاب خود مىنمايد. در حالى كه غرب در «ذات خودبنيادانه» و «عمل» مستكبرانه چنان مستغرق در شيطنت و خودكامگى گشته كه به قول خمينى بزرگ (ره) خود شيطانى بزرگ است.
در حقيقت، در دو نقطه از جهان، دو نقطه از شرق و غرب، دو كانون بزرگ ظهور مىكند تا در آخرين رويارويى تكليف بشر براى هميشه معلوم شود.
«كانون تامّ انانيت، خودكامگى و شيطنت» و «كانون تامّ عبوديت و بندگى» هيچ كس به اندازه مردان هوشيار غربى اين معنا را درك نكرده است كه «شيعه خانه امام زمان (ع)» كانون عبوديت است و در آخرين مرحله از نزول و افول تاريخى، شيشه عمر تاريخ غربى يك بار و براى هميشه در دست مردانى از اين كانون به زمين زده مىشود. حسب همين آگاهى است كه جمله تيرها به اين سمت پرتاب مىشود و اين كانون هدف اصلى تيرهاى غربى است.
در «وقت معلوم»، در آستانه تاريخ جديد، به نام خدا، دين و بندگى، شيطان سر بريده مىشود و امام زمان (ع) خورشيدى است كه براى هميشه بشر را از هرگونه «شمع و فانوس» بىنياز مىسازد و همه ترس و وحشت را بدل به انس و الفت مىسازد.
در آستانه ميلاد مبارك حضرت رحمةللعالمين، حضرت صاحبالزّمان، ارواحنا له الفداء، تبريك و تهنيت صميمانه دوستان موعودى خود را پذيرا شويد.
والسلام
سردبير