احكام عمومى عقود و قراردادها - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٢١ - يا شرايط عوض و معَّوض
نوشت كه: مردى از مردى ديگر ملك ويا بندهاى را با پولى كهاز راهزنى ويا دزدى بدست آورده بود خريدارى كرد، آيا سودهايى كه از ثمرات اين ملك به وى مىرسد بر او حلال است؟... پس امام عليه السلام اينگونه پاسخ نوشتند:
«لا خير في شيء أصله حرام ولا يحلّ استعماله» [١].
«در آنچه اصلش حرام است، خيرى نيست وبهرهمندى از آن حلال نمىباشد.»
٢- از يكى از بندگان شايسته خدا (يكى از امامان معصوم عليه السلام) روايت شده كه: درباره چگونگى فروش و گرفتن بهاى خانهاى كه نسل در نسل در اختيار كسانى غيراز مالكان آن بوده و مالكان اصلى خانه نيز در نزد آنان معلوم نبوده، توسّط مردى كه آن خانه در دست اوست، پرسش شد.
ايشان پاسخ دادند:
«ما أحبّ أن يبيع ما ليس له» [٢].
«دوست نمىدارم آنچه را كه به وى تعلّق ندارد بفروشد.»
٣- از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت شده كه فرمودند:
«لا بيع إلّافيما يملك» [٣]
«هيچكس نمىتواند چيزى را بفروشد، مگر آنكه مالك آن باشد.»
[١] - وسايل الشّيعة، ج ١٢، باب ٣ از ابواب ما يكتسب به، ص ٥٨، ح ١.
[٢] - همان، باب ١ از ابواب عقد البيع و شروطه، ص ٢٥٠، ح ٥.
[٣] - مهذّب الأحكام، ج ١٧، ص ٢٦، چاپ چهارم.