احكام عمومى عقود و قراردادها - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١١٢ - ٣- اهليّت طرفهاى قرارداد
٣- لَايُؤَاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا عَقَّدتُّمُ الْأَيْمَانَ... [١].
«خداوند شما را بخاطر سوگندهاى بيهوده (و خالى از اراده،) مؤاخذه نمىكند، ولى در برابر سوگندهايى كه (از روى اراده) محكم كردهايد، مؤاخذه مىنمايد...»
٤-... إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ... [٢].
«... بجز آنها كه تحت فشار واقع شدهاند در حالى كه قلبشان آرام و با ايمان است...»
رهيافت:
هر چند مالكيّت خصوصى يكى از حقوق فردى محسوب مىشود، ولى اموال، به عموم مردم تعلّق دارند. چرا كه در واقع اين نقش اموال در سامان دهى به فعّاليّتهاى اجتماعى و نقش نگهدارنده آنها براى تلاش و كوشش افراد جامعه است كه علّت وجودى آنها را تشكيل مىدهد.
از همين روست كه سفيهان از اختيار دارى اموال خود در صورت منجر شدن به هرج و مرج و تباهكارى و اسراف منع شدهاند.
بر همين مبنا كودكانى كه به حدّ بلوغ نرسيده باشند نيز از اختيار دارى مستقلّ و بدون اشرافِ اولياى خود بر دارائيهايشان منع شدهاند. همچنانكه هر قرارداد مالىاى كه مورد رضايت قلبى نباشد يا از روى اجبار
[١] - سوره مائدة، آيه ٨٩.
[٢] - سوره نحل، آيه ١٠٦.