احكام عمومى عقود و قراردادها - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٣٢ - ٥- معاملات فضولى
وكيلى در واقع از روى نيك خواهى به چنين عملى دست مىزند.
گاهى نيز امكان دارد فرد نيك خواه كه از دوستان مالك است كليد خانه وى را در دست داشته باشد، و وقتى مثلًا دريابد كه خانه مزبور در حال خراب شدن است، از روى نيكخواهى و با پيشبينى اجازه مالك، دست به بازسازى خانه بزند.
يا اينكه مثلًا دوستى با ديدن به فروش گذاشتن خانه مجاور به خريد آن خانه براى دوستش كه پيش از اين براى اقامت در مجاورت وى اظهار تمايل كرده بود، دست بزند. اينها نمونههايى هستند از نيكخواهى در دست زدن به معاملات فضولى.
٥- حال آنكه زياده خواه، از دست زدن به معامله فضولى قصد خدمت به صاحبِ حق را ندارد، بلكه مىخواهد خود از اين معامله بهره گيرد، يا به پيروى از هواى نفس به آن مبادرت مىروزد. به عنوان نمونه: كسى كه خود را مالك كالايى مىپندارد و براى بهرهمندى خود در مورد آن قراردادى مىبندد در حاليكه پساز آن معلوم مىشود كه آن كالا به وى تعلّق نداشته، و يا كسى كه اموال غصبى ديگران را كه به زور از ايشان گرفته به فروش رساند.
٦- هر دوگونه نيك خواهانه و زياده خواهانه عقد فضولى در صورت پذيرش بعدى صاحبِ حق صحيح تلقى مىشوند، با اين تفاوت كه- بر خلاف گونه زياده خواهانه- گونه نيكخواهانه ضمانآور نيست و در برخى موارد، (كه به تفصيل در جاى خود گفته مىشوند) فرد نيك خواه استحقاق دريافت مزد و پاداش را نيز مىيابد.