احكام عمومى عقود و قراردادها - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٢٦ - ٥- معاملات فضولى
پس (امام على عليه السلام) فرمود:
«خذ وليدتك وابنها».
«دخترِ امه و پسرش را بگير» پس صداى خريدار درآمد، پس (امام عليه السلام) فرمودند:
«خذ ابنه الذي باع الوليدة حتّى ينفذ لك ما باعك» [١].
«پسرش را كه دخترِ امه را به تو فروخته بود بگير تا اينكه به آنچه به تو فروخته بود، عمل كند.»؛ پس هنگامى كه خريدار پسر را گرفت، پدرش گفت: پسرم را بازگردان، پس گفت: بازنمىگردانم تا اينكه تو پسرم را باز گردانى. پس وقتى ارباب نخستين، اوضاع را اينگونه ديد، با فروش (امه توسط) پسرش موافقت كرد.
مقدّمه:
١- گاهى كسى با گمان اينكه حق بستن قرارداد معيّنى را دارا مىباشد، آن را منعقد مىسازد، و پس از آن معلوم مىشود كه وى حقّ اين كار را نداشته، (به عنوان نمونه اگر گمان كند مالك كالايى است و آن را بفروشد و بعد معلوم شود كه وى مالك آن نبوده) آنگاه قرارداد منعقد شده، عقد فضولى [٢] خواهد بود.
[١] - وسائل الشّيعة، ج ١٤، أبواب نكاح العبيد والإماء، ص ٥٩١، باب ٨٨، ح ١.
[٢] - معامله يا عقد فضولى، معاملهاى است كه كسى بدون داشتن سمت نمايندگى براى ديگرى انجام مىدهد. كسى كه بدون سمت معامله مىكند فضول، و كسى كه طرف معامله مىباشد اصيل و ديگرى را غير گويند. سيّد حسن امامى، حقوق مدنى، كتابفروشى اسلاميّه، ج ١، ص ٢٩٨- مترجم.