احكام عمومى عقود و قراردادها - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١١٧ - ٣- اهليّت طرفهاى قرارداد
به عنوان نمونه اگر بازرگانى در صورت عدم امضاى قرارداد معيّنى به فاش شدن اسرارش و يا فاش شدن اسرار شركا و نزديكانى كه نزد وى گرانمايهاند و زيان آنها را زيان خود محسوب مىكند تهديد شود، بگونهاى كه بر زايل شدن آبرو و نيك نامى خود و نزديكانش نزد ديگران بترسد و قرارداد مزبور را امضا كند، اين بازرگان، مُكْرَه و مجبور محسوب مىشود و اكراه محقّق خواهد شد.
ج- گاهى ابزار اكراه حسّى است. همچون: آزار بدنى، تهديد جانى و تهديد به زندان و يا تهديد به اخراج از كشور. گاهى نيز براى اكراه از ابزارهاى روانىاى همچون؛ بدنام كردن طرف مقابل، تلاش براى اخراج وى از محلّ كارش، و يا لغو مجوّز كار، استفاده مىشود، و هر قراردادى كه تحت تأثير اينگونه تهديدها امضا شود مشروعيّت نخواهد داشت مگر اينكه بعداً رضايت خود را اعلام نمايد.
د- خطرى كه فرد به آن تهديد مىشود، مىبايست با عملى كه بدان مجبور مىشود متناسب باشد تا اكراه مصداقيّت يابد. به عنوان نمونه:
اگر كسى در صورت عدم فروش خانهاش به شكسته شدن شيشههاى اتومبيلش تهديد شود، مجبور محسوب نمىشود، چه، هيچكس خانه خود را از ترس شكسته شدن شيشههاى اتومبيلش نمىفروشد.
امّا در صورت رخ نمود عكس اين فرض؛ به عنوان نمونه اگر كسى در صورت عدم فروش مثلًا خودكار خود به شكسته شدن شيشههاى اتومبيلش تهديد شود، در نزد عرف مجبور محسوب مىشود.
همچنين به عنوان نمونه اگر كسى فرد ديگرى را بين دو امر ازدواج