احكام عمومى عقود و قراردادها - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١١٦ - ٣- اهليّت طرفهاى قرارداد
و ارادهاى براى سخن جدّى ندارد، اعتبارى نمىتوان قايل شد. (به عنوان نمونه اگر كسى از روى شوخى دوست خود را مخاطب قرار داده، بگويد:
اتومبيل خود را مثلًا به قيمت هزار تومان فروختم، و از آن سو طرف مقابل نيز بىدرنگ قبول كند، قراردادى منعقد نخواهد شد، چرا كه ايجاب كننده قصدى جدّى را از سخن خود مراد نكرده است.)
د- به نظر مىرسد مىتوان برخى از سطوح اكراه و اجبار را نيز به حكم بالا ملحق كرد. به عنوان نمونه: كسى كه گفتن سخنى به وى اجباراً ديكته شده، و يا كسى كه به امضاى سند فروش خانهاش بدون اطّلاع از محتويات آن از سوى كسى مجبور شود، بگونهاى كه سخن و يا امضاى آندو ارادى و اختيارى تلقّى نشود، مشمول اين حكم خواهند شد.
٣- اراده آزادانه
الف- مراد از «اراده آزادانه» آن است كه طرف قرارداد بر انعقاد آن مجبور نشده باشد، چه كسى كه به انجام كارى مجبور شده باشد در واقع از اعمال اراده و اختيار خود محروم است، از اين رو اهليّت و صلاحيّتش ناقص خواهد بود. بهمين خاطر بستن قرارداد با وى هيچ ارزش قانونى و شرعى نخواهد داشت، مگر اينكه پس از آن بدان عقد راضى شود.
ب- اكراه وقتى محقّق مىشود كه اختيار فرد از او گرفته شود.
تهديد فرد از نظر جانى يا مالى يا ناموسى و قرار گرفتن در وضعيّتى كه از نظر عرف براى انسان قابل تحمّل، از جمله موجبات اكراه مىباشند.
از همين رو وارد آمدن زيانهاى كم و يا آزار اندك، موجب تحقّق اكراه نمىشوند.