زندگاني صديقه كبرى حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨٧
زنان مؤمن است.
داستان رحلت وى نيز داستان قهرمانى وشهادت بود، چرا كه بارزترين نمونههاى فداكارى و پايدارى را به نمايش گذاشت.
او تا زمان شهادت با هر وسيله ممكن از حق دفاع كرد. در اينجا ما بخشى از اين داستان غمانگيز را كه آتش سوزنده غم و اندوه را در دلهاى مؤمنان بوجود آورد و همچنان شعلهور است، نقل مىكنيم.
در كتاب (العقد الفريد ج ٢ ص ٢٥٠ و تاريخ ابى الفداء ج ١ ص ١٥٦ و اعلام النساء ج ٣ ص ١٢٠٧) پس از ذكر رخدادهايى كه بعد از رحلت پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله روى داده، آمده است:
«ابو بكر، عمر را به سوى آنان (خانه امام على جهت گرفتن بيعت) اعزام نمود و به او گفت: چنانچه خوددارى كردند با آنها بجنگ .. عمر با شعله آتشى در دست به سوى آن خانه آمد و در نظر داشت كه خانه را به آتش بكشد، حضرت زهرا با او روبرو شد و به او فرمود كه: اى پسر خطاب، آيا براى به آتش كشيدن خانه ما آمدهاى؟ عمر گفت: آرى، مگر آنكه برآنچه كه امت بر آن جمع شدهاند- بيعت با ابوبكر- موافقت كنيد.
شهرستانى در كتاب «الملل والنحل» صفحه ٨٣ از «نظّام» نقل مىكند كه: «عمر، در روز بيعت، ضربهاى به شكم فاطمه عليها السلام زد كه بر اثر آن جنين او (محسن) سِقط شد. عمر فرياد مىزد: خانه را با آنكه در او هست به آتش بكشيد. در حالى كه در خانه جز على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام كسى نبود.
مشابه اين واقعه را «بلاذرى» در «انساب الاشراف» ج ١، صفحه