زندگاني صديقه كبرى حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٧٧ - فاطمه زهرا در سوگ پدر مىگريد

دريغا كه خبرها بر آنان پوشيده شد، آيا ما مى‌توانيم شما را بدان پاى‌بند كنيم درصورتيكه شما خود آن را ناخوش مى‌داريد؟

فاطمه زهرا در سوگ پدر مى‌گريد

علاقه فاطمه به پيامبر تنها علاقه يك دختر به پدرش نبود، بلكه وى استمرار تمام ابعاد شخصيت رسول خدا بحساب مى‌آمد. مگر پيامبر دست او را نگرفت و نفرمود: «هركه اين بانو را شناخت كه شناخت، و هركس وى را نشناخت بداند كه وى فاطمه دختر محمّد است. او پاره تن من و جان من است كه ميان دو پهلويم جاى دارد. هركه وى را آزرد مرا آزرده و هركه مرا آزرد خدا را آزرده است» [١].

مگر على عليه السلام از قول فاطمه عليها السلام به ما نفرمود كه گفت: رسول خدا به من فرمود: «اى فاطمه هركس برتو درود و صلوات بفرستد خداوند او را بيامرزد و در هر جاى بهشت باشم او را به من ملحق كند» [٢].

محبّت و دوستى فاطمه نسبت به پدرش بالاتر از محبّتِ قوم و خويشى بود. محبّت او محبّتى الهى و خدايى بود كه از معرفت فاطمه به مقام شامخ نبوّت و بزرگى آن‌حضرت در پيشگاه خداوند سرچشمه مى‌گرفت.

هنگامى كه فاطمه زهرا، رسول خدا را از دست داد تنها كسى بود كه به حساسيت موقعيت، پى‌برد و با اين حادثه، گويى تمام كوههاى عالم بر


[١] - بحار الانوار، ج ٤٣، ص ٨٠.

[٢] - همان مأخذ، ص ٥٥.آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، زندگاني صديقه كبرى حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها - تهران، چاپ: چهاردهم، ١٣٨٩.