زندگاني صديقه كبرى حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٢ - ششم زفاف

كند و نان پزد و خانه را بروبد و على هم به او قول داد كه كارهاى بيرون از خانه را انجام دهد وهيزم آورد و مواد خوراكى را تهيه كند. روزى امام به فاطمه گفت: اى فاطمه آيا چيزى دارى؟ فاطمه گفت: سوگند به آنكه حقّ تو را بزرگ داشت، سه روز است كه چيزى نداريم تا تو را بدان مهمان كنم. على عليه السلام پرسيد: پس چرا به من نگفتى؟ فاطمه گفت:

«رسول خدا صلى الله عليه و آله مرا نهى كرد از اين كه چيزى از تو بخواهم بلكه به من سفارش كرد كه از پسر عمويت چيزى مخواه. اگر چيزى آورد كه هيچ وگرنه از او تقاضايى مكن». انجام اين وظايف، رنج و زحمت فراوانى براى فاطمه زهرا ايجاد كرده بود چنانكه روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله به منزل فاطمه وارد شد و ديد كه كار زياد، على و فاطمه را خسته كرده است. پس پرسيد: كدام يك از شما بيشتر خسته‌ايد؟ على پاسخ داد: فاطمه.

آنگاه پيامبر فاطمه را از ادامه كار منع كرد و خود به جاى او مشغول كار شد.

مسلمانان در يكى از جنگها، غنايم بسيارى به دست آورده بودند از اين رو فاطمه زهرا به حضور پيامبر اكرم رسيد و از آن‌حضرت خواست تا خادمه‌اى به‌عنوان سهم وى از غنيمت به‌او دهد كه اورا در كارها ووظايف خانه كه برايش بخصوص در زمان غيبت اميرمؤمنان و شركت آن‌حضرت در جنگها سنگين مى‌شد، كمك كند.

از امام على عليه السلام روايت شده است كه به مردى از بنى سعد فرمود: آيا درباره خود و فاطمه نكته‌اى برايت بازگويم؟ فاطمه در خانه من بود.