زندگاني صديقه كبرى حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨٩

«تو بودى كه فاطمه عليها السلام، دختر رسول خدا را زدى تا خون از بدن او جارى شد و آنچه در شكم داشت سقط نمود، و تو چيزى جز خار نمودن رسول اللَّه صلى الله عليه و آله، مخالفت با دستورات وى و هتك حرمت او در نظر نداشتى. مگر رسول خدا به وى نفرموده بود كه «تو سرور زنان اهل بهشتى» به خدا سوگند كه سرنوشت تو در آتش جهنم است».

در كتاب سُلَيم بن قيس از ابن عباس روايت شده است «قنفذ با تازيانه چنان اورا زد كه تا روز رحلت، آثار تازيانه مانند دمل چركين بر بازوان آن حضرت بود. او، حضرت را در چارچوب در خانه قرار داد و پهلوى او را شكست تا او جنين خود را سقط نمود».

حضرت امام صادق عليه السلام مى‌فرمايد: علت وفات حضرت زهرا عليها السلام اين بود كه قنفذ، غلام عمر، بدستور وى، با غلاف شمشير بر پهلوى او زد تا محسن خودرا سقط كرد و بر اثر آن به شدت بيمار شد ....

بنابراين چنين استنباط مى‌شود كه بيش از يك نفر دختر رسول اللَّه صلى الله عليه و آله را زده و علت سقط جنين او شدند .. حضرت پس از اين واقعه به شدت بيمار شد و در بستر بيمارى افتاد.

همينكه آن‌حضرت مرگ خود را نزديك ديد، ام ايمن و اسماء بنت عميس را نزد خويش فرا خواند و كسى را درپى على عليه السلام فرستاد و او را نيز احضار كرد. چون اميرمؤمنان بر بالين او حاضر شد، فاطمه به وى گفت:

اى پسر عمو! من مرگ خود را نزديك مى‌بينم، و احساس مى‌كنم كه ساعت به ساعت در پيوستن به پدرم نزديكتر مى‌شوم. اينك مى‌خواهم آنچه را كه در دل دارم به تو وصيّت كنم. على عليه السلام فرمود: اى دختر رسول‌