زندگاني صديقه كبرى حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦٥ - ج- قهرمان ايثار و گذشت

عمر بن خطاب با شنيدن سخنان اعرابى از جاى جست و به سويش حمله كرد تا او را بكشد، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: اى اباحفص، بنشين كه بردبارى به درجه پيامبرى نزديك است. سپس رسول خدا به اعرابى توجّه كرد و فرمود: اى برادر بنى سليم! آيا عرب چنين رفتار مى‌كند؟! آيا آنان در مجالس ما، بر ما هجوم مى‌آورند و با ما اين گونه به درشتى سخن مى‌رانند؟!

اى اعرابى سوگند به كسى كه مرا به حقّ، به پيامبرى برانگيخت، هركس در اين دنيا به من گزندى رساند، فرداى قيامت در آتش قيامت مى‌سوزد. اى اعرابى سوگند به كسى كه مرا به پيامبرى برانگيخت، ساكنان هفت آسمان مرا احمد راستگو مى‌خوانند، اى اعرابى اسلام آر تا از آتش دوزخ به سلامت برهى و در آنچه براى ماست شريك شوى و در اسلام برادر ما باشى.

ابن عبّاس گويد: اعرابى خشمگين شد و گفت: سوگند به لات و عزّى من به تو نمى‌گروم، مگر آن كه اين سوسمار به تو بگرود و آنگاه سوسمار را از آستين خود بيرون انداخت، سوسمار پا به فرار گذاشت. رسول خدا سوسمار را مخاطب قرار داد و گفت: اى سوسمار به سوى من آى. سوسمار به پيامبر صلى الله عليه و آله روى كرد و حضرت فرمود: اى سوسمار من كيستم؟

سوسمار با بيانى رسا و بدون هيچ لكنتى به سخن آمد و گفت: تو محمّد بن عبداللَّه بن عبدالمطلّب بن هاشم بن عبدمناف هستى. پيامبر فرمود: چه كسى را مى‌پرستى؟ سوسمار گفت: خداوند بزرگ را كه دانه را شكافت و مخلوقات را بيافريد، و ابراهيم را دوست گرفت و تو را حبيب خود