زندگاني صديقه كبرى حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٠ - اوّل خواستگارى
زن نيز درباره مرد تحقيق مىكردند و اگر او را شايسته مىيافتند مهريه سادهاى تعيين مىكردند و دخترشان را بدون تشريفات و رفت و آمدها، به ازدواج مرد درمىآورند و از تشكيل جلسات طولانى و بدون فايده خوددارى مىكردند. كه گويى اينك ازدواج به مثابه تعيين روابط بينالمللى ميان ملّتها درآمده است، كه در برخى از كشورها هماكنون نيز اين رفتار و طرز فكر ديده مىشود.
براى همين است كه مىبينيم اميرمؤمنان، على عليه السلام خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله مىآيد، سلام مىكند و در جاى خود قرار مىگيرد. پيامبر علّت آمدنش را جويا مىشود و حضرت امير موضوع ازدواج با فاطمه را مطرح مىكند و پيامبر با خوشرويى تمام از پيشنهاد او استقبال مىكند.
دوّم: قبول پيشنهاد خواستگارى
پيامبر پيشنهاد على را به طور قطعى نمىپذيرد، مگر پس از آنكه اين پيشنهاد را براى فاطمه با تفاصيل آن عرضه كند. آنحضرت از سوابق على و فضايل و مناقب او مىگويد و فاطمه نيز سكوت مىكند و بدين ترتيب رضايت خويش را اعلام مىدارد.
پيامبر صلى الله عليه و آله با ديدن سكوت فاطمه زهرا مىفرمايد: اللَّه اكبر، سكوت فاطمه نشان رضايت او به اين پيوند است.
اسلام زنرا انسانىصاحب كرامتبهشمار مىآورد كه حقدارد سرنوشت خود را برگزيند. اگرچه پدر نيز اين حق را دارد كه در انتخاب