زندگاني صديقه كبرى حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٥ - الف- خداپرست و زاهد
ورم مىكرد.
٢- از امام حسن عليه السلام روايت شده كه فرمود: در شب جمعه مادرم را ديدم كه براى عبادت ايستاده بود. او همچنان به حالت ركوع و سجود و قيام و قعود بود كه سپيده سر زد. او براى مردان و زنان مؤمن دعا مىكرد.
و يكايك آنها را نام مىبرد. من از او پرسيدم: چرا براى خود دعا نمىكنى و براى ديگران دعا مىكنى؟ فرمود: پسرم! نخست همسايه سپس خانه.
٣- از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمود: روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله به خانه فاطمه وارد شد. فاطمه را ديد كه لباسى از پشم شتر دربر كرده است و به دست خويش آرد مىكند و درهمان حال به فرزندش شير مىدهد. رسول خدا با ديدن اين منظره گريست و فرمود: دخترم تلخى دنيا را به خاطر شيرينى آخرت بچش. فاطمه زهرا گفت: خداوند را براى نعمتهايى كه داده مىستايم و به خاطر دادههايش ثنا مىگويم. پس اين آيه فرود آمد. (وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى) [١]
«و بزودى خداوند بتو ببخشد تا راضى شوى.»
٤- احمد بن حنبل در مسند روايت كرده است: كه رسول خدا هرگاه به مسافرت مىرفت، آخرين كسيكه با او وداع مىكرد، فاطمه بود، و چون از سفر برمىگشت نخستين كسى را كه مىديد دخترش فاطمه بود.
پيامبر صلى الله عليه و آله از جنگى برگشت و طبق معمول به خانه فاطمه رفت، ديد كه پردهاى به در خانه آويختهاند، و دو النگوى نقره در دست حسن
[١] - سوره ضحى، آيه ٥.