زندگاني صديقه كبرى حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٧ - الف- خداپرست و زاهد
رسول خدا از اين عمل فاطمه شادمان شد.
٥- شيخ صدوق از اميرمؤمنان روايت كرده است كه فرمود:
فاطمه آنقدر با مشك آب مىآورد كه بند مشك در سينهاش اثر نهاد، و آنقدر دستاس مىكرد كه دستش زبر شد و پينه بست، و آنقدر خانه را مىرُفت كه لباسهايش گردآلود مىشد، و آنقدر آتش در زير ديگ مىافروخت كه لباسهايش دودآلود و سياه مىشد ...
٦- فاطمه همگام با اميرالمؤمنين مشكلات زندگى را در شرايطى دشوار تحمّل كرد.
از امام باقر عليه السلام نقل شده كه فرمود: «فاطمه به على تعهد داد كه كارهاى خانه مثل خمير كردن و نان پختن و رُفتن را انجام دهد و على نيز به او تعهد داد كه كارهاى بيرون از خانه را انجام دهد مانند هيزم آوردن و غذا تهيه كردن. روزى على از فاطمه پرسيد: آيا چيزى دارى؟ فاطمه گفت: سوگند به آن كسى كه حقت را بزرگ كرده سه روز است كه چيزى ندارم تا از شما پذيرائى كنم!
پرسيد: پس چرا به من خبر ندادى؟! فاطمه گفت: زيرا رسول خدا صلى الله عليه و آله مرا نهى كرد از اينكه چيزى از تو بخواهم او فرمود: از پسر عمويت چيزى نخواه، اگر چيزى آورد كه آورد وگرنه از او درخواست مكن. پس على عليه السلام از منزل بيرون رفت، مردى را ديد و از او يك دينار وام گرفت، شب بود كه به طرف منزل مىرفت. در راه با مقداد بن اسود برخورد كرد و از او پرسيد چه پيش آمده كه در چنين وقتى از منزل بيرون آمدهاى؟
مقداد پاسخ داد: اى امير مؤمنان سوگند بحق آنكسى كه حق ترا بزرگ قرار