زندگاني صديقه كبرى حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٥ - ولادت سرور زنان بهشت

«گواهى مى‌دهم بر اين كه جز خداوند يكتا معبود ديگرى نيست و پدرم رسول خدا سرور پيامبران و همسرم سرور اوصياست و پسرانم سروران پيامبر زادگانند».

فاطمه زمانى چشم به جهان گشود كه پيامبر زندگى سراسر جهاد و مقاومت فكرى دشوارش را آغاز كرده بود. درهمين سالها بود كه پيامبر مورد خطاب وحى قرار مى‌گرفت و وحى به او فرمان مى‌داد تا دعوتش را آشكارا شروع كند و از زخم خارهاى خونينى كه در سر راهش مى‌رُست و گردنه‌هاى دشوارى كه پيش رويش رخ مى‌نمود، هراس و خستگى به خود راه ندهد. در آن روزها، پيامبر صلى الله عليه و آله سنگينى بار رسالت را بر دوش گرفته بود و نيروهاى ضلالت و گمراهى نيز متقابلًا دربرابر او قيام كرده بودند تا مگر كوششهاى او را بى‌ثمر سازند و به هر وسيله‌اى او را از دعوتش بازدارند.

فاطمه در چنين سالهاى بحرانى نشأت ونمو كرد. سالهايى كه هرچه پيامبر صلى الله عليه و آله در فراخوانى مردم به سوى خدا بيشتر مى‌كوشيد، دشمنانش نيز در شكنجه و رساندن آزار به يارانش بيشتر تلاش مى‌كردند.

فاطمه عليها السلام در رويداد غم‌انگيز شعب ابى طالب بار ديگر كودكانى كه قريش غذا را از آنان دريغ كرده بودند، شركت داشت. آنان از گرسنگى بر خود مى‌پيچيدند درحالى كه گرگهاى درنده قريش در اطراف شعب پاسدارى مى‌دادند تا مبادا كسى براى مسلمانان غذا بياورد. پس از آنكه مسلمانان از غايله شعب رهايى يافتند، يك روز پيامبر سر به سجده‌