زندگاني صديقه كبرى حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٧ - شجره مبارك

كه فاطمه نه يگانه دختر پيامبر بود و نه دختر بزرگ وى، و يا پسر او.

امّا بايد بدانيم كه بزرگى و كوچكى سن در اسلام، معيارى پذيرفته نيست چنان كه مرد و زن بودن نيز نمى‌تواند ملاك ارزشها قلمداد شود.

بلكه معيارى كه اسلام به رسميّت مى‌شناسد. همان حكمت بالغه‌اى است كه خداوند برطبق آن هر كارى را كه مى‌خواهد مى‌كند.

معيار ديگرى نيز در اسلام از رسميّت برخوردار است كه همان كردار شايسته است. هريك از اين دو مقياس جايگاه ويژه‌اى دارند.

مقياس نخست: در امور مربوط به هستى، حكومت دارد، يعنى در مرحله تكوين. بنابراين آفرينش خورشيد و ماه و زمين و ... براساس همين مقياس بوده است و اين آفريده‌ها تماماً در برابر حكومت خداوندى سر تسليم فرود مى‌آورند.

مقياس دوّم: در امور تشريعى جريان دارد، يعنى در بُعد اختيارى كه انسان را به خاطر آن صاحب اختيار و اراده خوانده‌اند.

اگر بخواهيم انسان پاكى را كه خداوند نيز او را دوست مى‌دارد، بشناسيم بايد او را برطبق مقياس دوّم بسنجيم. بايد فقط به كردارش بنگريم و به كارهايى كه اين فرد، با اراده و ميل و خواست خويش انجام مى‌دهد، توجّه كنيم. امّا مقياسهايى مانند نسب، نژاد، كشور ويا مسائلى از اين قبيل، هيچ‌گاه درنظر اسلام پذيرفته نبوده‌اند.

اسلام براى هزار ابولهب دربرابر يك سلمان ارزش قائل نيست. اگرچه ابولهب عموى پيامبر صلى الله عليه و آله و فرزند سرور قريش، عبدالمطلّب، از خاندان‌