زندگاني صديقه كبرى حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٩٣
گذشت و در غمى غوطه خواهم خورد كه هيچگاه از دلم بيرون نرود تا آنگاه كه خداوند براى من سرائى كه تو در آن اقامت گزيدهاى، برگزيند.
اندوه دلخراش حزن برانگيزاننده، چه زود ميان ما جدائى انداخت. و من از اين به خداى شكوه مىبرم. و بهمين زودى دخترت به تو آگاهى خواهد داد از اجتماع امّت تو براى ستم كردن به او، تمام ماجراها را هم از او بپرس، از وى درباره رفتارشان با ما بپرس. چه آتشى در سينه داشت امّا راهى براى گفتن آن نيافت. او خود به زودى تمام اين ماجراها را خواهد گفت، و خداوند در اين باره داورى فرمايد كه او بهترين داوران است» [١].
زهرا عليها السلام شرارهاى از محبّت شد و گرما و روشنايى او هيچگاه در دل مؤمنان به سردى و خاموشى نخواهد گراييد. او پرچم مبارزهاى شد كه هرگز مكتبيان مسئول آن را از دست بر زمين نخواهند انداخت. او پرتو اخلاق نيكو و والا و عدالتطلبى بود كه پهنه سپيدهدمان را به رنگ خون به ناحق ريخته، و حق خيانت شدهاش نمايان مىسازد، و بدين وسيله تاب و تپش انقلاب را در رگهاى جوانمردان به جريان مىاندازد. تا در مسير جهاد مقدّس خودش برضدّ زورمداران و فرصتطلبان و خشك مقدّسان از اين شراره پاك توشه برگيرند.
امّت ما امروز پيش از هر روز ديگر به احياى ياد فاطمه عليها السلام نيازمندتر است تا او را مقتداى خود قرار دهد و در اين ميان مسئوليّت مردان بيشتر از زنان است.
[١] بحار الانوار، ج ٣٤، ص ١٩١- ١٩٣.آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، زندگاني صديقه كبرى حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها - تهران، چاپ: چهاردهم، ١٣٨٩.