زندگاني صديقه كبرى حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٧٢ - پس از رحلت رسول خدا
پس از رحلت رسول خدا
هنوز اميرالمؤمنان از دفن پيامبر اكرم فارغ نشده بود كه تندبادهاى جاهليّت بر امّت اسلام وزيدن گرفت، و چيزى نمانده بود تا نهال نوپاى اسلام را از بيخ و بن بركند. اين وظيفه خاندان رسالت بود كه مانند كوه در مقابل اين انحرافات بايستند و از هستى اسلام پاسدارى كنند، تا به عهدى كه با رسول خدا صلى الله عليه و آله بسته بودند به نوبه خود وفا كنند. زيرا آنحضرت فرموده بود:
من دو چيز گرانبها درميان شما مىگذارم: كتاب خدا و عترتم، اگر به اين دو درآويزيد هيچگاه گمراه نخواهيد شد. و نيز فرموده بود:
مَثل اهل بيت من چون كشتى نوح است، هركسى كه بر آن سوار شد نجات يافت و هركه از آن تخلّف ورزيد غرق شد.
و نيز فرمود: فاطمه پاره تن من است، هركه او را بيازارد مرا آزرده و هركه او را به خشم آورد مرا به خشم آورده است، و هركه مرا به خشم آرد خدا را به خشم آورده است. فاطمه عليها السلام در خاندان نبوّت به منزله محور اصلى رسالت بود، پس او در برابر اين انحرافات چه كرد و چگونه حركت اصلاح طلبانه خود را آغاز كرد؟
از آغاز انعقاد پيمان صلح حديبيه كه مردم گروه گروه به اسلام مىگرويدند، نفوذ سياسى اسلام بر شبه جزيره عربستان، بُعد تازه و گستردهاى به خود گرفت امّا با اين وجود، هنوز اصول ايمان و ارزشهاى اسلامى در جان و دل مردم استوار نشده بود.