زندگاني صديقه كبرى حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨٦
پوشيدند، اكنون نه كسى از ما دفاع مىكند و نه كسى از ستم دشمن برما جلوگيرى مىكند.
با دلى لبريز از خشم و كينه از خانه بيرون شدم، و شكست خورده و نااميد بازگشتم درحالى كه هيچ اختيارى ندارم، اى كاش پيش از اين ذلّت و خوارى مرده بودم.
خداوند از اين تندى كه به تو كردم عذرخواه من است، و از سوى تو حامى من، واى بر من در هر بامداد، واى بر من كه تكيّهگاهم درگذشت، و بازويم سست گرديد، به سوى پدر شكايت دارم و از خداوند داد خواهم، بار خدايا تو نيرومندتر از ديگرانى».
امير مؤمنان عليه السلام در پاسخ فاطمه زهرا فرمود:
«واى بر تو نيست بلكه واى بر دشمنان توست. اى دختر برگزيده جهانيان و اى بازمانده پيامبر صلى الله عليه و آله. از اين عتاب باز ايست، كه من در دينم ناتوان نشدهام، و در توانايىام اشتباه نكردهام. اگر براى روزى (سخن ميگويى) كه روزى تو از طرف خداوند تضمين شده است. و كفيل روزى تو، مورد اعتماد واطميناناست. و آنچه خداوند برايت فراهم ساخته بهتر است از آنچهاز تو دريغداشتهاند. پس همهرا بهحساب خداوند بگذار».
فاطمه عليها السلام فرمود: «خداوند براى من كافى است و او نيكو وكيلى است» [١].
داستان زندگى سرور زنان عالم، داستان فضيلت و تقواست. او مجسمه ايمان بود و بدين سبب به سرورى زنان عالم دست يافت. او الگوى تمامى
[١] - بحار الانوار، ج ٤٣، ص ١٤٨.